به نام خدا

از لحاظ شمارش 45 سوره قرآن و 25 جزء قرآن می باشد  این سوره در مکه نازل شده و 37 آیه دارد .

نام این سوره به مناسبت آیه 28 آن انتخاب گردیده و جاثیه 

به حالت کسر گویند که به زانو در امده باشد .

در اولین آیه و در اخرین آیه این سوره خداوند بادو صفت عزیز و حکیم توصیف شده است

اغلب مطالب این سوره دربارهی عظمت قرآن ، دلایل توحید ، پاسخ به مادیون ، سرگذشت بعضی از اقوام پیشین ، هشدار به گمراهان ، دعوت عفوو گذشت  و اشاراتی نسبت به صحنه هایی از قیامت است

  فضیلت تلاوت این سوره

روایاتی از پیامبر گرامی اسلامی ( ص): کسی که سوره ی ( جاثیه را ) بخواند ( و البته در ان ) اندیشه کند و در زندگی خود به کار بندد ) خداوند عیوب او را در روز قیامت می پوشاند و ترس و وحشت او را به آرامش مبدل می سازد ( مجمع البیان آغاز سوره ی جاثیه )

امام صادق (ع) فرمودند : هر کس سوره ی جاثیه را با فکر و اندیشه ی که مقدمه عمل باشد تلاوت کند ثوابش این است که هر گز آتش دوزخ را نمی بیند و صدای ناله ی جهنم را نمی شنود و همنشین محمد (ص) خواهد بود ( تفسیر برهان ، ج 4 ، ص 167 ، آغاز سوره ی جاثیه )

خداوند حکیم است وکتابش نیز حکیم است و پیامبرش نیز معلم حکمت  است .

 کتاب خدا و آفرینش او در پیش چشم همه است ، ولیکن از کتابش تنها متقین بهره می گیرند ، و از آفرینش تنها مومنان به یاد خدا می افتند .

فرستادن کتاب و قانون از بزرگترین نعمت های الهی است .

 نه فقط آ یات قرآن ، بلکه صفحات کتاب طبیعت نیز برای مومنان آیه و نشانه است .  

آیات 3 تا 5  که نشانه های آفرینش را مطرح می کند در پایان هر کدام از آیات یک دسته مورد خطاب قرار گرفته اند ، یک بار اهل ایمان ، یک بار اهل یقین و بار دیگر اهل تعقل  ، شاید بدان جهت که راه ایمان از راه عقل جدا نیست و هر دو انسان را به یقین می رساند .

تنظیم گردش زمین و پی در پی امدن شب و روز یکی دیگر از نشانه های قدرت و حکمت الهی است

باد و باران و شب و روز ، نقش مهمی در حیات موجودات زمینی داردند که در آیه ی 5 به ان پرداخته شده است

خداوند کتاب را برای زنده شدن دلها و باران را برای زنده شدن گل ها نازل کرده است

 در باد سه نعمت مهم وجود دارد :

جابه جا کردن ابر ها ، تلقیه گیاهان ، و تصفیه هوا

آسمان منشا رزق بشر است و زمین مرگ و حیات دارد و همواره تکرار میشود

 کسی که بناست مردم رابسازد باید ابتدا خودش ساخته شود

ایات الهی بر اساس حق است  ، سخن سست ، خرافه و مبالغه و خیال و ...در آن راه ندارد

اغراف انسان بعد از آن همه ی آیات و تلاوت های بر حق قابل تعجب و توبیخ است

آنان که آیات الهی را می شنوند و هدایت نمی شوند مشکل در درون دارند ، نه آن که آیات خداوند باطل یا مبهم باشد .

(افاک )از (افک)به معنای کسی است که بسیار دروغ می گوید .

(اثیم )از (اثم )به کسی گفته می شود که بسیار گناهکار است.

(ویل )نفرینی است به معنای هلاک باد .

سخن حق را باید به گوش همه رساند حتی گناهکاران . قدرتمندان,ثروتمندان وظالمان در قیامت  تنها وبی پناهند.

تکیه گاه متکبران یا داشته های انان است یا دوستانشان که هیچ یک در قیامت کارایی ندارند.

تکیه گاه ثروتمندان به مالشان است که مالها هم در قیامت کارایی ندارند.

کارهای خداوند هدف دار وحکیمانه ودر راستای بهره گیری انسان هاست.منافع مادی باید مقدمه رابطه الهی باشد .

انسان از خداوند طلبی ندارد هرچه است از لطف اوست

فکر کردن در نعمتهای الهی نوعی تشکر از او است.

مراد از ایام الله در ایه  14 روزهای تاریخی است که در ان تحولات بزرگی از قهر خداوند نسبت به ستمکاران یا همراهی نسبت به مومنان صورت می گیرد .لازمه ایمان, گذشت وبزرگواری است.

رسیدن به اهداف بلند دینی ,نیاز به صبر وپرهیز از شتاب زدگی دارد .

عقیده در عمل موثر است,چون کفار امیدی به قیامت ندارند وبه سراغ کارهای بد می روند 

قرآن بارها با بیانات گوناگون به این اصل اشاره فرموده اند که نتیجه عمل به خود انسان بر میگردد,چنانکه می فرماید :هر کس شکر کند,پس برای خویش شکر کرده وهر کس کفران ورزد به زبان خویش است (لقمان /12)

( هرکس هدایت پذیرفت ,به نفع خود اوست وهر کس گمراه شد به ضرر خود اوست (زمر/41))

فرهنگی کامل است که قانونش الهی ,رهبرش معصوم وقضاوت وحکومتش  عادلانه باشد

علم به تنهایی نجات بخش نیست,چه بسیارند کسانی که میدانند ولی به خاطر حسادت اختلاف می کنند.

راه ,اگر راه خدا نباشد,راه هوس های خود یا دیگران است.

رهبر باید با صلابت باشد وتحت فشار عناصر نا اگاه وجاهلانه قرار نگیرد.

علم ودانش,انسان را به پیروی از شریعت الهی سوق میدهد چنانکه پیروی از غرائز هوی وهوس ها نشانه جهلت ونادانی است.

قران در تمام زمینه های

( فکری ,اخلاقی,سیاسی,اجتماعی,اقتصادی,خانوادگی و ..) وسیله بصیرت است .در مقایسه میان مومن وکافر میبینیم که مومن با یاد خدا ارام ,به داده خدا راضی ,به اینده امیدوار ,راهش روشن ومرگ را کوچ کردن به منزل بزرگتر میداند ولی کافر هر روز به گرد طاغوتی می چرخد وهر لحظه محکوم هوس های خود با دیگران است,اینده را تاریک ومرگ را فنا میدارد.

در قرآن برای روشنگری هر چه بیشتر مقایسه میا ن مومن و کافر, مومنان ایمانشان زیاد می شود ولی کفار کفر شان بیشتر می شود

سرپرست مومنان خداست,ولی سرپرست غیر مومن طاغوت ها هستند.خداوند بر دل مومن ارامش نازل می کند ولی بردل کفارترس و وحشت می افکند افراد با ایمان پیروحق هستند ولی کفار پیرو باطلند

آینده مومن محبوبیت است ولی آینده کافر حقارت و ذلت است

اهل ایمان به هنگام جان دادن سلام فرشتگان را دریافت می کنند ولی ستمگران با قهر فرشتگان روبرو می شوند جهاد اهل ایمان در راه خداست,ولی جهاد کافران جنگ و ستیز در راه طاغوت است

پاداش اهل ایمان محفوظ است ولی تلاش کافران محو می شود

مومن امکانات و دارایی های خود را از خدا می داند ولی کافر هر چه دارد از علم و هنر و تلاش خود می پندارد

در یک کلام اینکه راه حق, راه برترین است ولی راه کفر راه پست ترین است

هوی و هوس پرستی ابزار شناخت انسان را از کار می اندازد

نه چشم ,حقیقت را می بیند و نه گوش حق را می شنود و نه دل درک صحیح دارد عامل هوس  پرستی گرایش به مادیات است 

هوس پرستی مانع عدالت است سسب انحراف از راه خداست

هوس پرستی,چنان چشم و دل انسان را کور می کند که قیامت را منکر می شود و زندگی را در حیات کوتاه دنیا محصور می داند

زیان های دنیوی نا چیز است، خسارت روز قیامت مهم است

پرونده اعمال انسان ,دقیق ومطابق با واقع وبی نیاز از شرح وتفسیر است.

مهمترین عامل بدبختی ,مغرور شدن با دنیا است گاهی یک خلاف کوچک زیانهای بسیاری دارد مثلا شخصی با خاموش کردن چراغ یک سالن در ظاهر یک عمل خلاف انجام می دهد ولی این عمل     را بدنبال دارد افرادی که در اثر تاریکی دچار ترس و وحشت می شوند ,افرادی کفش ولباس خویش را گم می کنند ,گروهی دیگران را پایمال می کنند ,افرادی به ستون می خورند چه بسا در تاریکی سرقتها ومنکرات دیگری انجام گیرد تمام این امور اثار وعوارض یک سوءعمل است لذا در قیامت به حساب همه عوارض گناه رسیدگی می شود.