جمهوری اسلامی

***درحالی که آزادیخواهان جهان از قیام مردم مصر حمایت می‌کنند، حسنین هیکل نویسنده کهنه کار مصری از مبارک خواست تا برای سرکوب اعتراضات مردمی از باتوم‌های آهنی استفاده کند! به گزارش خبرگزاری ابنا "محمد حسنین هیکل" نویسنده و روزنامه نگار مشهور مصری

که از اعضای حزب حاکم مصر و از طرفداران مبارک است، در آخرین جلسه مشاوره رهبران حزب به مبارک برای مقابله با انقلاب مردم، به او پیشنهاد داده تا از باتوم‌های آهنی استفاده کند! به گزارش رسانه‌های منطقه، در این جلسه هیکل گفته است استفاده از نیروی زور و مشت آهنین برای سرکوب مخالفان کار بسیار پسندیده‌ای است و باید پیش از آنکه انقلاب مصر به اندازه انقلاب تونس پیش برود، کار را یکسره کرد! به گزارش منابع امنیتی که گفت وگوهای محرمانه جلسه سری حزب ملی حاکم را به بیرون درز داده اند، در انتهای این جلسه میان حاضران درگیری و بگومگو رخ داده و نشست بی هیچ نتیجه‌ای به پایان رسیده است! به گفته همین منابع امنیتی، هیکل گفته است تا می‌توانیم باید از نیروی پلیس و ارتش برای سرکوب مخالفان استفاده کنیم؛ چرا که به زودی مردم خشمگین بر کشور مسلط خواهند شد!

***شیعیان بحرینی که بیش از سه دهه است زیر سلطه حاکمیت اقلیت غیرشیعی این کشور به سر می‌برند، این روزها با تأثیر پذیرفتن از حوادث تونس، مصر و دیگر کشورهای عربی، قصد دارند به عنوان اولین کشور عربی حوزه خلیج فارس برای دست یافتن به حقوق پایمال شده خود، دست به تظاهرات گسترده‌ای علیه حاکمیت این کشور بزنند. به گزارش شیعه‌آنلاین، این منبع آگاه بحرینی که مدتی نیز از مسئولان دولتی در این کشور به شمار می‌رفت، در ادامه افزود: این شیعیان قصد دارند با نمونه‌برداری از تظاهرات مصر، 25 بهمن آینده را به نام "روز خشم شیعیان بحرین" قرار داده و تظاهرات گسترده‌ای را علیه رژیم حاکم در این کشور به راه اندازند. این منبع شیعه بحرینی به نقل از "محمد علی الستری" مشاور شیخ "حمد بن عیسی آل خلیفه" پادشاه بحرین، افزود: خبر "روز خشم شیعیان بحرین" که به گوش پادشاه بحرین رسید، به شدت خشمگین و نگران شده و فوراً دستور تشکیل جلسه اضطراری با حضور مقامات ارشد سازمان اطلاعات و امنیت بحرین، برای بررسی موضوع را داد.

کیهان

به توصیه اعلی حضرت قرار بود دموکراسی راه بیندازیم! (خبر ویژه)

صدای آمریکا از قول وزیر اطلاعات و جهانگردی دولت بختیار گفت: با مرگ داریوش همایون، یک مهره اساسی در جبهه راست از بین رفته است.

در پی ضربه مغزی منجر به مرگ داریوش همایون (از سران سلطنت طلبان) در سوئیس، سیروس آموزگار به صدای آمریکا گفت: ما در جبهه راست، دیگر آدمی در حد او نداریم و من متأسفم این حرف را می زنم ولی الان با مرگ همایون، یک مهره اساسی در جبهه راست ما از بین رفته که لااقل برای مدتی غیرقابل جانشین است.

وی همچنین روزنامه صهیونیستی آیندگان را که با کمک مالی صهیونیست ها و توسط همایون راه اندازی شد، مورد ستایش قرار داد و گفت: همایون در این روزنامه صاحب مکتب بود(!) وزیر کابینه بختیار درباره فراز و نشیب های زندگی همایون گفت که وی در جوانی شبانه به اردوگاه آمریکایی ها وارد شده و در اثر انفجار مین هر دو پنجه پای خود را از دست داده بود. آموزگار اما توضیح نداد که همایون چگونه از شبکه مزدوران مطبوعاتی موسوم به «بدامن» و چماقداران کودتای 28 مرداد سردرآورد و داماد سرلشکر زاهدی عامل نظامی کودتا شد. آموزگار به دروغ ادعا کرده که همایون پس از ماجرای 28 مرداد بیکار شده بود! وزیر اطلاعات و جهانگردی آخرین دولت در رژیم پهلوی درباره ارتقای همایون به قائم مقامی حزب شاه ساخته رستاخیز هم این گونه توجیه کرد: «علت اساسی تمایل او به قائم مقامی حزب رستاخیز این بود که در مجلسی که اعلی حضرت، تک حزبی را در ایران پیشنهاد کرده بود، داریوش همایون چندین اظهار نظر پخته ارائه داده بود و به توصیه اعلی حضرت، ایشان به عضویت «کمیته ایدئولوژی» حزب رستاخیز درآمد. داریوش همایون و کسانی نظیر خود من، باورمان شد که با حزب رستاخیز شاید بشود، یک نوع «دموکراسی» را درایران، مد و مرسوم کرد]!![. و ظهور دو حزب که علیه یکدیگر بزنند، شاید برای مملکت جوانی مثل ایران، زود باشد]![ البته من خیلی زود، و پس از دو ماه، از حزب بیرون آمدم. ولی داریوش همایون در مقام قائم مقام، به کارش ادامه داد و البته طبق معمول که عادت داشت در کنارش باشم؛ از من خواست به عنوان معاون مالی و اداری حزب در کنارش باشم، ولی من قبول نکردم.»

سیروس آموزگار درباره علت دستگیر شدن داریوش همایون در ماه های آخر حکومت پهلوی و به دستور شاه اظهار داشت: آنچه می توانم بگویم همایون از لحاظ دستگیر شدنش هیچ کینه ای نداشت. خودش به من گفت از همان زمان برای شاه پیغام فرستاده بود که من می فهمم دلیل این ماجراها را.

این سلطنت طلب فراری همچنین به صدای آمریکا گفت: همایون در جشن تولد هشتاد سالگی اش، میز بزرگی را اختصاص به دوستان «چپ» داده بود از خانبابا تهرانی تا بابک امیر خسروی و روابطش با اینها بسیار خوب بود.

خاطرنشان می شود همایون مانند بسیاری دیگر از سلطنت طلبان بعدی، در جوانی سوسیالیست بود و در آخر پیری مدعی طرفداری مشروطه و دموکراسی شده بود.

مسعود بهنود سردبیر همایون در روزنامه آیندگان نیز در مصاحبه با رادیو فرانسه به ستایش از وی پرداخته و برخلاف خیانت ها و فساد شدید همایون مدعی شد: او نگاه سالم به دنیا داشت، به مادیات اعتنا نداشت و به سرنوشت کشور علاقمند بود(!)

آتشفشان مصر سیا و موساد را یکجا غافلگیر کرد (خبر ویژه)

ارزیابی دو هفته پیش سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) حاکی از ثبات کامل دولت مصر بود. این ارزیابی اطلاعاتی براساس گزارش ماموران سازمان از دستگاه های مختلف دولت مصر ارائه شده بود.

به گزارش هفته نامه فرانسوی کوریه انترناسیونال «حدود 2 هفته پیش، سازمان سیا از نمایندگان خود در سازمانهای دولتی مصر، درارتش این کشور و همچنین از نمایندگان خود در میان احزاب مخالف دولت مصر خواسته بود تا در مورد عمر احتمالی دولت کنونی مصر ارزیابی های خود را اعلام نمایند. نتایج ارزیابی ها نشان می داد که دولت کنونی مصر از ثبات لازم برخوردار است. هیچ تهدیدی نه در کوتاه مدت و نه در درازمدت دولت کنونی را تهدید نمی کند. نتیجه بررسیهای سازمان سیا نشان می داد که حتی اگر شدت تظاهرات و راهپیمائیها در مصر بالا بگیرد و با ورود ارتش به سمت خشونت کشیده شود، این اعتراضات در هیچ شرایطی، تهدیدی برای ثبات رژیم کنونی مصر محسوب نمی شوند».

پیامد این ارزیابی اطلاعاتی کاملاً غلط و معکوس از شرایط مصر باعث شد تا وزارت خارجه آمریکا در حرکتی کم سابقه و اضطراری، تمام سفرا و روسای نمایندگی های خود در 180 کشور جهان را به واشنگتن فرا بخواند.

به گزارش آسوشیتدپرس نمایندگان بلندپایه آمریکا از 260 سفارت خانه، کنسول گری و دیگر نمایندگی های آمریکا در 180 کشور جهان برای جلسه ای اضطراری به وزارت امور خارجه این کشور در واشنگتن دعوت شده اند. احتمالا حوادث مصر و تونس یکی از دستور کارهای اصلی نشست مذکور خواهد بود.

موضوع دیگری که وزارت خارجه آمریکا و سفارتخانه های این کشور در سراسر جهان با آن درگیرند، افشای شبکه کانال های دیپلماتیک و اسنادی است که توسط وب سایت ویکی لیکس منتشر شده و روابط پشت پرده و بسیاری از اقدامات غیرقانونی و غیراخلاقی نمایندگی های آمریکا در کشورهای جهان را افشا کرده است. با این حال بهانه نشست واشنگتن بحث در زمینه اولویت های سیاست خارجه آمریکا در سال 2011 اعلام شده است.

تحرکات اطلاعاتی و دیپلماتیک در آمریکا در حالی است که گزارش ها از تلاطم شدید مشابه در تل آویو حکایت می کند. نتانیاهو به همین دلیل جلسه کابینه را به بررسی بحران مصر اختصاص داد و ضمن آن از وضعیت پیش آمده و احتمال به هم خوردن مناسبات دوستانه تل آویو و قاهره ابراز نگرانی کرد. همزمان، آمنون لیپکین شاهاک از مقامات پیشین ارتش رژیم صهیونیستی به یدیعوت آحارونوت گفت: نیروهای اطلاعاتی اسرائیل نتوانستند تحولات قاهره را پیش بینی کنند و تل آویو در این ماجرا غافلگیر شد.

یاکوف آمیدور رئیس سابق رکن اطلاعات ارتش اسرائیل هم در گفت وگو با جروزالم پست گفته است: راهی وجود نداشت که سرویس امنیتی ما بتواند اتفاقات جدید را پیش بینی کند، حتی خود مبارک هم غافلگیر شده است.

او تاکید می کند: ما باید بفهمیم که روی یک آتشفشان نشسته ایم. اسرائیل باید از خود بپرسد بدترین سناریوی ممکن در مصر چه خواهد بود. مصر در حکومت 30 ساله مبارک همواره یک شریک راهبردی و اولین کشوری بود که اسرائیل را به رسمیت شناخت.

ایران به هزینه واشنگتن امتیازات مهمی را در خاورمیانه می گیرد (خبر ویژه)

خبرگزاری های آمریکایی و انگلیسی معتقدند به موازات افزایش نفوذ و قدرت ایران در منطقه، نشانه های کاهش نفوذ آمریکا گسترش می یابد.

خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی نوشت: نفوذ خطرناک ایران در منطقه افزایش می یابد. نشانه های این نفوذ را می توان از اراضی سنگلاخی افغانستان گرفته تا مدیترانه به سهولت یافت؛ از دوستی با سران افغان تا میانجیگری قدرت در عراق و هم پیمانی های عمیق با سوریه و برادری با حزب الله و حماس. به عنوان مثال در پی حرکت حساب شده حزب الله لبنان در اسقاط دولت طرفدار غرب و قرار گرفتن در جایگاه انتخاب جایگزین، نفوذ تهران باز هم افزایش پیدا کرد.

آسوشیتدپرس اضافه کرد: از نگاه ناظران، ایران به هزینه واشنگتن و هم پیمانانش در حال کسب امتیازات مهمی در سراسر خاورمیانه است. به گفته سلمان شیخ مدیر موسسه بروکینگز در دوحه قطر، به طور حتم نفوذ ایران در سراسر منطقه مشهودتر شده است.

این خبرگزاری آمریکایی می نویسد: حزب الله به عنوان متحد ایران، به خاطر جنگ با اسرائیل در سال 2006 به قهرمان جهان اسلام بدل شد. ایران در کوتاه مدت نقش خود را در منطقه به ویژه لبنان خوب بازی کرده است.

در همین زمینه خبرگزاری انگلیسی رویتر وجه دیگری از واقعیت معادله قدرت در خاورمیانه را بازگفت. رویتر تاکید کرده است: ناآرامی های خاورمیانه از تونس و مصر تا لبنان که دولت آمریکا را غافلگیر کرد، نشانگر محدودیت قدرت و نفوذ اندک واشنگتن برای تاثیرگذاری بر حوادث خاورمیانه است. مجموعه حوادث در این کشورها نشان می دهد دولت آمریکا به رغم ارائه کمک ها و پیگیری سیاست های خاص خود در منطقه نتوانسته هیچ تاثیر واقعی بر تحولات منطقه و از جمله مصر داشته باشد. دیوید ماکوفسکی تحلیلگر موسسه تحقیقات خاورنزدیک واشنگتن معتقد است آمریکا در حال حاضر شرایط دشواری در خاورمیانه پیدا کرده است. نفوذ کاخ سفید بر مردم کوچه و بازار مصر و سایر کشورهای عربی همچنان کمرنگ و احساسات ضد آمریکایی هنوز پررنگ است.

نواده یزید از براندازی جمهوری اسلامی قطع امید کرد (خبر ویژه)

«تا مردم ایران به خاطر حسین]ع[ بر سر و سینه شان می زنند، نمی شود جمهوری اسلامی را سرنگون کرد.»

سایت صهیونیستی بالاترین که یکی از تودهنی خورده های حماسه 9 دی 88 است، با درج مطلب فوق نوشت: «دوستان بیایید کمی منطقی فکر کنیم. رژیم اسلامی که با آن سروکار داریم، حکومتی نیست که با بیانیه و شعار و فریاد و این گونه تحرکات سقوط کند. در کشوری که مردمانش هنوز برای کشته شدن کسی که دو هزار سال پیش ]؟![ بر سر دعوای خلافت با پسرعمویش]؟![ کشته شد، بر سر و سینه می زنند، آیا می شود انقلاب راه انداخت و حکومت را سرنگون کرد؟ قطعا خیر! مردمان ایران قطعا انسان های خرافه پرست و اسلامگرایی هستند و متاسفانه تعصب بیش از حدی به دین و مسایل مذهبی دارند. نه همه اما اکثر مردم ایران این گونه هستند. حضور خیابانی در این شرایط در ایران، اصلا به صلاح نیست»!

لحن این نوشته کاملا نشان می دهد که نویسنده میراث خوار یزید است چرا که یزید هم پس از آن که جنایت عاشورا رقم خورد، با انکار علنی وحی شعری ارتدادآمیز خوانده و مدعی شد بنی هاشم با حکومت بازی کرده اند و هیچ وحی و خبری در کار نبوده است! البته امویان و یزیدیان و عباسیان هم در هنگام تنگنا با اهل بیت پسرعمو می شدند و همزمان به هر جنایتی که می توانستند دست می یازیدند.

یادآور می شود «بالاترین» هفته گذشته هم نسبت به ارادت عمیق ملت ایران نسبت به امام حسین علیه السلام ابراز ناراحتی کرده و نوشته بود «بسیاری از عزیزان ما از دنیا می روند و معمولا بعد از یک سال برایمان قضیه قابل قبول می شود ولی 1400 سال است که ایرانی ها برای حسین]علیه السلام[ عزاداری می کنند و تازه هر سال اربعین هم می گیرند و بر سر و صورت می کوبند؟ فکر نمی کنید 1400 سال عزاداری برای حسین بس باشد؟ مشکل این است که در خارج کشور هم عاشورا و اربعین یادشان هست و مثلا اینجا در لس آنجلس کسی از ایرانی ها نمی تواند بگوید من می خواهم موسیقی شاد بزنم.