شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» در انقلاب اسلامی، یکی از نشانه های مهم معرفی ماهیت اسلامی و استقلال طلبی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است و بیان چرایی به کار بردن این شعار در انقلاب اسلامی بیشتر این ماهیت را نمایان می کند. در مورد

شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» در انقلاب اسلامی، یکی از نشانه های مهم معرفی ماهیت اسلامی و استقلال طلبی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است و بیان چرایی به کار بردن این شعار در انقلاب اسلامی بیشتر این ماهیت را نمایان می کند. در مورد این چرایی باید گفت عامل اصلی قیام حضرت امام خمینی(ره) علیه رژیم پهلوی در دو اصل مهم خلاصه می شود: الف) دفاع از ارزش های اسلامی ب) وابستگی شدید پهلوی به قدرت های شرق و غرب و به ویژه آمریکا و حضرت امام که انقلاب اسلامی را در راستای مسیر انبیای الهی و مکتب رهایی بخش اسلام که «نفی سبیل» را یک اصل مهم برای مسلمانان می دانستند برای آنکه کشور را از یوغ بیگانگان خارج کنند دست به قیام زدند. ایشان در یازدهم شهریور1360 در این خصوص می فرمایند: «از همان بدو انقلاب و از قبل از بدو انقلاب که شالوده انقلاب ریخته می شد، مسیر، مسیر انبیا بود، مسیر راه مستقیم نه شرقی و نه غربی بود. جمهوری اسلامی بوده و تاکنون هم ملت ما به همان مسیر باقی است.»

بنابراین در این مسیر الهی می بایست از لوازم و شیوه های مورد تأیید اسلام بهره گرفت به ویژه اینکه از دیدگاه امام خمینی، اسلام دین جامعی است که در تمامی حوزه ها برای سعادت بشر برنامه دارد و نیازی به وام گرفتن نظریات و شیوه های مبارزاتی شرقی و غربی نیست.

تکلیف گرایی پایه اصلی سیاست نه شرقی نه غربی است. به این معنا که اجازه نمی دهد برای رسیدن به نتیجه از عنصری خارج از اسلام و وابسته به شرق و غرب استفاده کرد. بر مبنای همین پایه است که اسلام ناب محمدی روی کار می آید، چرا که ورود هرگونه عنصر وابسته به شرق و غرب در یک مبارزه الهی سبب التقاط و ظهور اسلام آمریکایی می شود، اما تکلیف گرایی فرد را مکلف می کند در چارچوب احکام اسلامی حرکت کند، خواه پیروز شود و یا به ظاهر شکست بخورد. نگاهی به تاریخ انقلاب اسلامی به روشنی نشان می دهد که جریان هایی که برای رسیدن به پیروزی یعنی ساقط کردن رژیم پهلوی از هر وسیله ای استفاده می کردند، راه به جایی نبرده و به نتیجه مشخصی نرسیده اند. برخی از این جریان ها با اتکای به شرق یعنی شوروی، راه مبارزاتی چریکی را در پیش گرفتند و دست آخر با دادن تلفات نتیجه ای هم کسب نکردند. جریان های دیگری هم نظیر جبهه ملی که وابسته به تفکر غربی بودند، سعی کردند تا با رژیم شاه به نوعی توافق کنند، اما آنها نیز نتوانستند به نتیجه پایدار و مبتنی بر خواست ملت دست یابند.

از اینجا باید گفت که شعار «نه شرقی، نه غربی» علاوه بر اینکه مبتنی بر هویت فرهنگی نهضت مردم ایران به رهبری امام خمینی بود، با هویت اجتماعی زمینه های تاریخی این نهضت نیز همخوانی داشت. به عبارت دیگر اینکه چرا شعار نه شرقی نه غربی در انقلاب اسلامی مطرح شد؟ در پاسخ باید گفت زمینه های تاریخی و هویت اجتماعی و فرهنگی انقلاب مردم ایران به چیزی غیر از آن ختم نمی شد و هنر بزرگ حضرت امام شناخت این زمینه های تاریخی و هویتی بود که سبب گفتمان سازی در قالب «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» شد و در نقطه مقابل اشتباه بزرگ جریان های وابسته به شرق و غرب عدم درک این زمینه های تاریخی و هویتی بود.

آنچه در ابتدا گفته شد ارتباط شعار نه شرقی و نه غربی را با هویت فرهنگی نهضت امام خمینی نشان می دهد، اما در مورد ارتباط این شعار با هویت اجتماعی و تجربه تاریخی ملت ایران باید گفت که به هنگام پا گرفتن نهضت امام خمینی، جامعه ایران تجربه سرشاری از ناکارآمدی و خیانت جریان های وابسته به شرق و غرب داشت و آگاهانه به این نتیجه رسیده بود که تنها جریان اسلام گرایی با محوریت روحانیان است که می تواند استبداد و استعمار را از میان ببرد. مردم مسلمان ایران به لحاظ اعتقادات دینی در طول تاریخ معاصر حرکت های خود علیه استبداد و استعمار را به رهبری روحانیون دینی انجام داده بودند و البته می دانستند که عامل ناکامی آنها در این حرکت ها از جمله نهضت مشروطه و قیام ملی نفت، جریان ها و عناصر وابسته به غرب بودند. این آگاهی سبب می شد تا با اینکه در دوران انقلاب جبهه ملی (وابسته به غرب) از آزادی عمل بیشتری برخوردار بود و هواداران آن کمتر با مشکل زندان و شکنجه مواجه بودند، اما مردم اقبال بسیار ضعیفی به آنها داشته و حاضر بودند رنج زندان های شاه را به بهای حمایت از حضرت امام تحمل کنند. خیانت های جریان های وابسته به شرق و از جمله خیانت آنها در نهضت جنگل و تلاش آنها برای جداسازی آذربایجان از ایران نیز در حافظه ملت انقلابی ایران ثبت شده بود. ضمن اینکه ایدئولوژی الحادی این جریان ها مانع جدی اقبال مردم مسلمان ایران به آنها بود.

این بافت مذهبی جامعه ایران و تجربه تاریخی آنها به مسیری غیر از همسویی با شرق و غرب ختم می شد و جمهوری اسلامی را که الگویی بی بدیل است خلق می کرد.

شعار نه شرقی نه غربی، بعد از انقلاب اسلامی به یکی از پایه های اساسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد و معنای دفع نظام سلطه و عدم اتکا به قدرت های خارجی را در سیاست خارجی جمهوری اسلامی گنجایند. این مسئله به معنای قطع رابطه با کشورها محسوب نمی شود بلکه تنها به معنای عدم وابستگی به کشورهای زورگو و سلطه طلب و داشتن رابطه عزتمندانه با سایر کشورها است.