امام خمینی(ره) به عنوان رهبر و بنیانگذار انقلاب عظیم مردمی و اسلامی در تاریخ  معاصر  نقش  بسزایی را در رهانیدن انسان از یوغ طاغوت و احیای ارزش های اصیل انسانی داشته و سرمنشأ حیاتی دوباره در کالبد خشکیده بشریت بوده است چنان که با گذشت حدود دو دهه از عروج ملکوتی اش روز به روز بر مریدان و شیفتگان افکار و وجود گرانقدر

جلوه های سیره سیاسی پیامبر اعظم (ص) در شیوه حکومتی واندیشه سیاسی امام خمینی (ره)
نویسنده: سید تقی کمالی


امام خمینی(ره) به عنوان رهبر و بنیانگذار انقلاب عظیم مردمی و اسلامی در تاریخ  معاصر  نقش  بسزایی را در رهانیدن انسان از یوغ طاغوت و احیای ارزش های اصیل انسانی داشته و سرمنشأ حیاتی دوباره در کالبد خشکیده بشریت بوده است چنان که با گذشت حدود دو دهه از عروج ملکوتی اش روز به روز بر مریدان و شیفتگان افکار و وجود گرانقدر و همیشه جاویدش افزون تر می شود.

     بزرگ مردی که نفس قدسی اش پیام نبوت را بر جان تشنه و حقیقت طلب انسان امروز بازخوانی می کرد. او که جرأت مقابله و رودرویی با مزدوران وستمگران را با کردار و گفتارش در وجود انسان دمید و با تأکید بر وفاق امت اسلامی و وحدت ملی پیوندی ناگسستنی را در میان مسلمانان به ارمغان آورد و با حمایت مداوم از برادران دینی و کشورهای مسلمان به خصوص فلسطین- پاره تن اسلام- فحوای آیه ((واعتصموابحبل الله جمیعا و لا تفرقوا و ذکروا نعمه الله علیکم اذ کنتم اعداء فألف بین قلوبکم فأصبحتم بنعمته اخوانا ))1 را به خوبی متجلی ساخت.

     پس از سپری شدن چهارده قرن از حکومت پیامبر خدا حضرت محمد مصطفی (ص) دنیا هر آینه به سمت و سوی قدرت طلبی و سلطه گری و تسلط قوی بر ضعیف کشانده می شود و برتعداد ایدئولوژی هایی که در ظاهر خود را ضامن سعادت بشری می دانند اما درباطن تأمین کننده خواسته استثماری دول یاغی و سلطه طلب هستند، اضافه می شود. تفکراتی موهوم که تنها به برجسته سازی ارزش ها پرداخته به گونه ای که وسیله هدف را توجیه می کند و انسان از کمال غافل می شود تا فقط خود را با دنیای آزادی و... بفریبد و زندگی فراخ دنیوی سرشار از امیال فردی شود بدون آن که از ماهیت زندگی و فرجام انسان شعوری باقی مانده باشد. گویی با تکامل دانش و تزاید علوم معرفت بشری عقیم مانده و هر قدر که بر رشد تکنولوژی افزوده می شود از معرفت بشری کاسته می گردد.

     ظهور آفتاب روح انگیز الهی در عصر نخوت و نفاق در تلاطم و رویارویی غرب و شرق برای ربودن هژمونی جهانی بارقه امید را در دل مستضعفان جهان گشود. خورشید قرن که وجود مبارکش را برای به اهتزاز در آوردن پرچم جمهوری اسلامی و حاکمیت عدل الهی و تبعیت از اصول تبیین شده در کتاب آسمانی و وحیانی اسلام و پیروی از سنت رسول اکرم (ص) و تمسک جستن به ائمه اطهار (ع) قرار داد. بزرگ مردی که رضایت خالق مبنای نگاه ژرف اندیشش بود و خود را در قبال همنوعان مسئول می دانست: ((کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته)) 2. امام و رهبر و ولی امر مسلمین جهان،خمینی کبیر، آن انسان فرزانه که به انسان کرامت بخشید و منزلت وجودی بشریت را بر تارک هستی صلا زد تا جایگاهش همانی باشد که باید، خلیفه خدا بر زمین و اشرف مخلوقات که حق تعالی در مقامش می فرماید: (( و نفخت فیه من روحی)) 3.

     بی هیچ تردیدی تبعیت جستن از سیره پیامبر اعظم (ص) توسط مردی از سلاله پاک رسول خدا امری واضح و مبرهن است که بدون رهنمودها و مسلک های سیره جد بزرگوارش که کائنات در قلمرو پیام آوری اش از زلال اندیشه های افلاکی بهره گرفته است ایجاد هرگونه تحول و در انداختن طرح برای ایجاد جامعه آرمانی و سعادت بشری غیر ممکن و ناشدنی است. عالم خلقت و هر آن چه رنگ هستی به خود دارد متعلق به ذات اقدس خداوند است و هستی و نیستی به فرمان او معنا میابد. سرفصل گیتی بر مدار حق بنا گشته و منادیان احکام و دستورات الهی پیامبرانند، کسانی که رسول ظاهری اند و بیداری انسان با هم آوایی رسول باطنی اش ( عقل ) با فرستاده آفریدگار رقم می خورد.

     پیامبر اعظم (ص) به عنوان خاتم المرسلین عصاره خلقت است و واسطه فیض الهی در زمین، نماد رأفت و مهربانی، الگوی ایثار و مقاومت و نمونه حق جویی و حق طلبی و چه کسی بهتر و والاتر از رسول اکرم(ص) می تواند الگوی یک معمار و بنیانگذار انقلاب همه جانبه اسلامی باشد: ((لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه))4 .

     امام خمینی (ره) هم چون جد بزرگوارش در مصیبت ها و دلتنگی ها تنها توجه و اتکالش به خداوند متعال بود و به استعانت و یاری حق پایداری داشت و هرگز به پشتیبانی و حمایت ارگان ها و مراکز و مجامع مختلف دل نبست و در کوران حوادث و بی اعتنایی ها، سنگ اندازی ها و مجادله های کوردلان مریض تنها توکل به خالق مقتدر داشته و با هرگونه استبداد و دیکتاتوری مخالفت می ورزید. هرگز به دل یأس راه نداد و هماره از عنایات الهی و امدادهای غیبی بهره مند گشت و این همه به علت عزم راسخ ایشان بود که جان و هستی اش را در راه دوست گذاشت و تمامی مجاهدت و تلاش انقلابی خود را با کمال تواضع اینگونه بیان نمود: (( این وظیفه یک مسلمان است که علیه ظلم و ستم بایستد و نمی تواند احساس خاصی را برای او به همراه داشته باشد. من به وظیفه خود عمل کرده ام و منتی بر سر اسلام و مردم ندارم.)).

     انقلاب اسلامی گنجینه ای پر بها از شیوه حکومتی رهبر عالیقدر خود دارد تا همواره ملت و دولت از مواهب آن بهره برده و در عمل پیاده سازند. فرزانه ای که به مال و جاه دنیا دل نبست و لحظات گرانقدر خود را اسیر دنیا پرستی نساخت و خود را از تن آسایی و بی تفاوتی در مقابل دیگران بر حذر داشت. انسان والایی که آگاهی و بصیرت را از ذات الهی به ودیعه گرفته و وجود نورانی اش را سرشار از منزلت و هوشیاری نمود و با دوراندیشی و درایت و تجهیز به مکارم اخلاقی جامعه را به سمت صلاح رهنمون شد.
 
     آن حضرت می فرماید: (( انبیا (ع) به معنویات کار دارند و حکومت و سر رشته داری دنیایی مطرود است و انبیا و اولیا از آن احتزاز می کردند و ما نیز باید چنین کنیم اشتباه تأسف آوری است که نتایج آن به تباهی کشیدن ملت های اسلامی و باز کردن راه برای استعمارگران خونخوار است، زیرا آن چه مردود است حکومت های شیطانی و دیکتاتوری و ستمگری است که برای سلطه جویی و انگیزه های منحرف و دنیایی از آن تحذیر نموده اند جمع آوری ثروت و مال و قدرت طلبی و طاغوت گرایی است و بالاخره دنیایی است که انسان را از حق تعالی غافل کند و اما حکومت حق برای نفع مستضعفان و جلوگیری از ظلم و جور و اقامه عدالت اجتماعی همان است که مثل سلیمان بن داود و پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) و اوصیای بزرگوارش برای آن که کوشش می کردند از بزرگترین واجبات و اقامه آن از والاترین عبادات است، چنان چه سیاست سالم که در این حکومت ها بوده از امور لازمه است.)). 5

     در سیره رسول اکرم (ص) می بینیم که دنیا طلبی امری مذموم است و هوشیاری و اقدامات به جا در حکومتداری آن حضرت که تجمیع دیانت در کنار سیاست بود، کاملا مشهود است. نگرشی که دنباله روی در مسیر مال اندوزی و تبدیل شدن آن به هدف را مطلوب نمی داند و معتقد به این است که تمامی اعمال انسان باید او را به هدف و مقصد اصلی که رسیدن به کمال است سوق بدهد. او را از یاد خدا غافل نسازد و موجب تباهی و فساد نشود. سیره رسول خدا برای مبارزه با مصرف تظاهری چنین بود: (( نهی از اسراف، فرمان خراب کردن تاکستان های اشراف طوایف، نفی ربا، جلوگیری از ساختن خانه های مجلل، ترویج فرهنگ ساده زیستی، مقابله با تظاهرات اشرافی، تغییر نگرش به زنان، ساده زیستی، نپذیرفتن هدیه از اشراف در معاشرت با مردم، بی توجهی به سلسله مراتب منزلتی و ... )).6

     امام بزرگوارمان در حیات طیبه خود توجه به خداوند متعال را ملاک زندگی شرافتمندانه قرار داده بود و همین مسأله سبب شده بود تا پایان عمر مبارک خود از زنده دلی دور نماند و صلابت وی در اثر ایمان و خلوص قلب کاملا عیان بود. پیامبر (ص) می فرماید: با یاد خدا دل ها زنده می شود و مرگ دل ها در فراموشی خداست.

     خمینی کبیر برای آن که اهداف متعالی اسلام را در عمل متجلی سازد بر ضرورت تشکیل حکومت واقف بود. هنگامی که حکومت که تمامی مناسبات مردمی و نیازهای عمومی از طریق آن مورد اجرا قرار می گیرد در دست نااهلان باشد و جامعه دینی و پیشوایان مذهبی در انزوا باشند و از تفکرات آنان و ولایت مداری و تبیین آیات و احکام الهی در ساختار حکومتی بهره گیری نشود و نظارت بر اعمال سردمداران وجود نداشته باشد، شاهد فساد خواهیم بود. نفوذ قدرت در کسانی که ظرفیت پذیرش حکومت را ندارند منجر به بار آمدن مفاسد و کج روی می شود. امام خمینی (ره) با وضع و بیان احکام مالی، دفاع ملی، حقوقی و جزایی ماهیت و کیفیت حکومت بر مبنای قوانین اسلامی را روشن ساخت. ایشان مسیر پر فروغی را برای امت اسلامی  یادآور شد، حرکت در مسیر کتاب و سنت که ضامن سعادت و عاقبت به خیری مسلمانان است.

     صادق آل محمد(ع) می فرماید: ((خدای تبارک و تعالی بیان هر چیز را در قرآن فرو فرستاده، تا آن جا که به خدا سوگند چیزی از احتیاجات بندگان را فرو گذار نکرده، و بنده نتواند بگوید کاش این در قرآن آمده بود، چه همان را خدا در قرآن بیان فرموده است.)).7 

     امام خمینی (ره) در بیان ضرورت تشکیل حکومت توسط مسلمانان می فرماید: ((هرگاه مسلمانان به این حکم (( و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل)) 8عمل کرده و با تشکیل حکو مت اسلامی به تدارکات وسیع پرداخته، به حال آماده باش کامل جنگی می بودند، مشتی یهودی جرأت نمی کردند سرزمین ما را اشغال کرده، مسجد اقصای ما را خراب کنند و آتش بزنند و مردم نتوانند به اقدام فوری برخیزند. تمام این ها نتیجه این است که مسلمانان به اجرای حکم خدا بر نخاسته و تشکیل حکومت صالح و لایق نداده اند.)).9

     امام و ولی امر مسلمین جهان همواره دغدغه کشورهای اسلامی و سرنوشت مسلمانان را داشت و مانند جد بزرگوار خود بر دشمن شناسی و شناخت اقوام معارض و آسیب شناسی موقعیت اسلام احاطه داشت و نسبت به کسانی که از ابتدای تشکیل حکومت اسلامی توسط پیامبر اعظم (ص) تهدید کننده استقلال حکومت اسلامی محسوب می شد، هوشیار بود. در آیه 82 سوره مبارکه مائده      می خوانیم: ((لتجدن اشد الناس عداوه للذین آمنو الیهود و الذین اشرکوا)) همانا در دشمنی سرسخترین مردم برای اهل ایمان یهود و کسانی  که شرک ورزیدند را خواهی یافت.

     رهبر فرزانه انقلاب  اسلامی ایران منادی استقلال و آزادی و احیاگر ارزش و کرامت انسانی بود و خود از جامعیتی کم نظیر در ابعاد انسانی و شاخص های علمی و معرفتی برخوردار بود. بزرگ مردی که به تبعیت از رسول مکرم اسلام (ص) و مصداق آیه شریفه (( و انک لعلی خلق عظیم ))10 برای  همه بشریت درس آزادگی، مدارا و متانت، جدیت و هوشیاری، زهد و تقوا، ساده زیستی، استقامت، موقع شناسی ، صبر و بردباری ، شجاعت و شهامت، قانون مداری، قاطعیت، ظلم ستیزی و عدالت، گذشت و اخلاق، اندیشه مداری، حسن مدیریت، کارگشایی، سعه صدر، خوشرویی، صفا و صداقت، ارتباط اجتماعی، علم آموزی، نظم و انضباط، دستگیری از مستضعفان، انفاق و حمایت از مردم، همبستگی و وحدت، ادب و تزکیه و دوستی و محبت را به ارمغان آورد.

     صبر و بردباری امام (ره) خون دشمن را به جوش می آورد و تب و تاب مخالفان را در هم می شکست. او که در پی نیل به آرمانی بزرگ نستوه و شکیبا با بصیرت و حکمت و هوشیاری و توکل و تلاش و مجاهدت، نیرنگ ها و دسیسه های یک جماعت فریفته شوکت پوشالی غرب را نقش بر آب کرد؛ افرادی رسوا که عظمت ملت ایران را به تباهی می سپاردند و بدون ذره ای میهن پرستی و عرق ملی به خودخواهی و    زر اندوزی گرویده بودند و سرانجام وعده الهی تحقق پذیرفت و آن همه خیر اندیشی و خطر پذیری نهال سلامت و بهروزی را به بار نشاند. ((جاءالحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا))11.   

     خمینی کبیر برای ظلم ستیزی آمد تا ظالمانی را که دارایی و توان مردم را در چنبره خود اسیر ساخته و با آن به عیش و نوش می پرداختند و با مستی و ولنگاری خود و اطرافیانشان را سرگرم می ساختند از زمام قدرت دور سازد تا سرمایه های مالی و معنوی ملت صرف عیش و نوش گروهی باده پرست و اسیر هوای نفس نشود.

     همان نیک اندیشی که با زدودن زنگار پستی و نامردی سفره عدالت در سرزمین مهر و ایمان پهن کرد تا همگان از چشمه سار حقیققت سیراب شوند و با کسب فضایل و تلاش و ممارست موجب تقویت استقلال و آفرینش مجد و عظمت جمهوری اسلامی ایران شوند. 

     ملت رشید اسلام و حکومت مردمسالار اسلامی باید بدانند که (( قانون برای نفع ملت است، برای نفع جامعه است. برای نفع بعضی اشخاص و گروه ها نیست. قانون توجه تام به تمام جامعه کرده است و قانون برای تهذیب تمام جامعه است.)).12

     آری به راستی که بدون تزویر و ریا نیز می توان سیاستمدار بود بدون فریب و ترفند هم می توان امور حکومت را پیش برد و از دستاوردهای ملی نیز دفاع کرد همان شیوه ای که پیامبر اعظم اسلام (ص) و خلف راستینش علی بن ابیطالب (ع) به کار بستند و امام و رهبر فقیدمان نشان داد چنان چه حسن نیت و تدبیر در جوامع حاکم گردد زمانه موجب تغییر فطرت و سلامت در خدمت رسانی و اصل حکومتداری نمی شود.

     استاد گرانقدر شهید مطهری خاطرنشان می سازد: ((اسلام آمده است برای همین که با این نوع سیاستمداری ها مبارزه کند. اسلام آمده است برای خدمت به بشریت. اسلام پاسدار انسانیت است. اگر اسلام این قدر انعطاف داشته باشد که دیگر اسلام نیست، شیطنت است. اسلام پاسدار درستی، حقیقت و عدالت است. اصلا فلسفه اسلام این است، باید در این جور جهات، صلابت و استحکام داشته باشد.)).13
      از نگاه امام خمینی (ره) تفاوتی میان حکومت ها نیست (( مگر در فریبندگی الفاظ و حیله گری قانون گذارها.)). 14
      ایشان در بیان اهمیت ایستادگی در برابر خائن و نجات مملکت اسلامی          می فرماید:
((اشخاص زیادی می گفتند از خود ما هم، از خود ملت ایران از اشخاص سیاسی، متفکر، می گفتند که (( این یک امر ناشدنی است و نمی شود با دست خالی در مقابل چنین قدرتی قیام کرد، جز این که یک کشته ای بدهیم و اثری نداشته باشد، نتیجه ای حاصل نمی شود )) آن ها هم نظر مصلحت داشتند، لکن بعضی هاشان که با من صحبت کردند، به آن ها گفتم ما یک تکلیفی داریم ادا می کنیم، ما به شرط غلبه قیام نمی کنیم ما می خواهیم یک تکلیفی ادا بکنیم، اگر چنان چه غالب نشدیم  و کشته شدیم [باز هم به تکلیف عمل کرده ایم ] انبیا هم خیلی شان اولیا هم خیلی شان قیام می کردند و نمی توانستند به مقصد خودشان برسند. ما مکلفیم در مقابل یک چنین ظلمی که در آستانه این است که اسلام را وارونه کند و کج فهمی ها اسلام را صدمه بزنند، ما می خواهیم که در مقابل چنین بدعت هایی اظهار نظر بکنیم چه غالب بشویم و چه نشویم.)). 15

      اگر شهامت را مرکب شکوفایی تکلیف بدانیم درخواهیم یافت که چقدر استواری می خواهد در تلاطم زمانه و چشیدن رنج ها و مصیبت های فراوان دلدار و سنگ صبور یاران و اصحاب باشی . (( پیامبر اعظم (ص) در طول ده سال حضور در مدینه بیست و هفت غزوه داشت و سی و هشت سریه. یعنی در طول ده سال شصت و پنج نبرد،تقریبا هر پنجاه روز یک جنگ آن هم در ده سال پایانی عمر و با این همه وقتی عرصه کارزار بر اصحاب سخت می آمد به آن حضرت پناه می بردند.)).16

     امام خمینی (ره) می فرماید: ((اکنون در اینجا به خدمت ادامه می دهیم. در نهضت اسلامی و خدمت به مردم مسلمان، مکان یا رنج در مکان مطرح نیست، آن چه مطرح است تکلیف است، صدای وجدان است، من هرچه بکنم و به سر من هر چه بیاید، در مقابل شمایی که خون در راه اسلام دادید، خجلم. آن چه مرا در این مکان رنج و درد آور دلخوش می کند، خدمت به شماست. من در غم خانواده های افتخار آفرین سراسر ایران ، خود را شریک می دانم.)).17

     رهبر معظم انقلاب اسلامی، مقتدای امام راحل، حضرت آیت الله خامنه ای        (مد ظله العالی) در تشریح موقعیت کنونی انقلاب اسلامی می فرماید: ((مسلمانان عالم عقل استراتژیک نظام اسلامی به حساب می آیند. الان ملت ها در آسیا، در آفریقا و در همین منطقه خود ما طرفدار نظام اسلامی هستند. این اظهار ارادتی که به امام و انقلاب می کنند، سابقه ندارد؛ نه امروز نسبت به هیچ کشوری در دنیا وجود دارد و معمول است و نه در گذشته چنین چیزی بوده است. این به خاطر اسلام است. امام روی سرنوشت برادران مسلمان حساس بودند و بالاخره تعالی علمی و سازندگی کشور.)).18

     اینک این نهضت پرچم دار استقلال و شکوه پایداری در عالم است و ((بنایی که امام ساخت، مستحکم مانده است و پایه هایی محکم و ریشه ای عمیق دارد))18 با ظهور و بروز این انقلاب در آینده نیز شاهد فتوحات ارزشمند در دنیای اسلام و انقلاب خواهیم بود. انقلاب اسلامی ایران بر قلب ها وارد می شود و درس آرمان خواهی را در جان ملل آزادی طلب مرور می کند و استکبار ستیزی و نفی سلطه طلبی را سرلوحه خیزش های مردم قرار می دهد و انوار پر تلألوی خود را بر گستره گیتی می پراکند تا به نهضت قائم آل محمد بپیوندد. ظهور و بروز شایسته ای که بی شباهت به معراج نبی اکرم(ص) نیست. عروج انسانیت در عصر تیرگی و نخوت و نماد خواست و اراده مردمی در تحول شرایط و ترسیم فرداهای بهتر. 

     « آرنولد توین بی » مورخ انگلیسی معاصر می گوید: ((... مسلمانان جهان شب معراج را هر سال با شکوه و هیبت خاصی گرامی می دارند و این مراسم در پایان رمضان است.
شب معراج که مفهومش «شب قدرت» است در واقع قدرتش متعلق به کسی جز خداوند قادر نیست، خدای واحدی که هم مسلمانان و هم یهودیان به وجود و قدرت او اعتقاد دارند. این قدرت از خداوند در محمد(ص) آخرین و بزر گترین پیامبرش حلول یافت و در اندک زمان به عملی ترین صورتی جلوه گر شد یعنی به صورت پیروزی های سیاسی و نظامی جهان گیری تجلی یافت.
تجدید خاطره شب معراج به مسلمانان جهان این حقیقت را تفهیم می کند که هنوز هم از نظر تعداد و موقعیت جغرافیایی خود نیرومندند و سرزمین های اسلامی از نظر سوق الجیشی هنوز هم مهم ترین نقاط ربع مسکونی را تشکیل می دهند و تمام این احساسات تند و تیز از چهار گوشه جهان به یک نقطه متمرکز شده و در یک نقطه با هم تلاقی می کند: مسجد الاقصا در حرم الشریف.)).19
           ((هو الذی ارسل بالهدی و دین الحق لیظهره علی الذین کله و لوکره المشرکون))20
اوست که رسول خدا را با هدایت و آیین درست فرستاد تا آن را بر همه ادیان چیره سازد، هر چند که کا فران خو ش نداشته باشند.


پا ورقی:
  01)          آ ل عمران (3) آیه 103
  02)            اصول کافی، ج2 ص 163
  03)            حجر(15) آیه 29
 04)            احزاب (33)آیه 21
 05)            وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی (ره) 
06)            روزنامه جمهوری اسلامی8 خرداد1385
07)            اصول کافی ج 1 ص 76و77
 8 )            انفال (8) آیه 60
 09)            ولایت فقیه، امام خمینی (ره)
10)            قلم (68)  آیه 4
 11)            الاسرا (17) آیه81
12)            صحیفه نور ج 14 ص 268
13)            اسلام و مقتضیات زمان، استاد مطهری
14)            کشف الاسرار، امام خمینی (ره)
 15)            صحیفه نور ج 13 ص 32و33
 16)            سیمای پیامبر، علی اصغر فرزانه
17)            کوثر ج 1 ص452
 18)            روزنامه جمهوری اسلامی خرداد 1385
 19)            روزنامه کیهان شماره 7834به نقل از کتاب ابوذر غفاری، علیرضا الهیاری
20)            صف (61) آیه 9