شما ازدواج کرده اید و حالا علاوه بر خانواده خودتان خانواده دومی هم دارید. چگونه با این تغییر کنار بیاییم و چگونه در داشتن رابطه ای خوب و صمیمی تلاش کنیم از موضوعات این مقاله هستند.

شما ازدواج کرده اید و حالا علاوه بر خانواده خودتان خانواده دومی هم دارید. چگونه با این تغییر کنار بیاییم و چگونه در داشتن رابطه ای خوب و صمیمی تلاش کنیم از موضوعات این مقاله هستند.
 
باید: متوجه شوید که همسرتان چگونه با پدر و مادرش رفتار می کند؟
نباید: تصور کنید که خانواده همسرتان دقیقا مانند خانواده خودتان هستند.باید: برای شناخت خانواده همسرتان وقت بگذارید. اگر از آنها دور هستند، به آنها زنگ بزنید.نباید: به راحتی با آنها تهاجمی برخورد کنید. ممکن است که هنوز خانواده آنها را نشناخته باشید.باید: از همسرتان رسم و رسوماتشان را بپرسید. مثلا چه چیزهایی بیشتر می خورند؟ یا شوخی و خنده در خانواده آنها جایگاهی دارد؟ از نظر مذهبی چگونه اند؟
نباید: از خانواده همسرتان انتقاد کنید. بلکه باید درمورد مسائلی که نمی دانید بپرسید و توضیح بخواهید.باید: مودب و صمیمی باشید. تمام سعی تان را کنید تا برای خانواده شوهرتان جذاب باشید.نباید: تصور کنید که آنها احساس شما را درک می کنند. هیچ وقت عکس العمل ها و انتقادات تان را درمورد آنها نگویید. ممکن است که هنوز آنها را نشناخته باشید.باید: فکر کنید چه چیزی بهتر از همه شما و همسرتان را خوشحال می کند قبل از آن که خانواده همسرتان را خوشحال کند.
نباید: زمانی که درکنار خانواده خودتان هستید از خانواده همسرتان غافل شوید.

نکته هایی که مردان و زنان باید بدانند؟

چند نکته ویژه آقایان برای پیشبرد و اعمال نظرات خود در برابرخانمها:

زنان توجه طلب هستند به خصوص تمایل دارند تغییرات ظاهری انها برای شما چند برابر جلوه کند پس صورت همسر خود را و کلا ظاهر آنرا همیشه مورد توجه قرار دهید و هر گونه تغییر حتی اگر کوچک باشد ( تغییر آرایش - مدل ابرو - رنگ لاک - کوتاهی یا بلندی ناخنها - رنگ مو - مدل مو -نوع لباس و...) را مورد توجه قرار دهید و به وی یاداوری کنید مثلا اگر مدل ابروی همسر شما تغییر کرده حتما نظر خودتونو به محض رویت کردن همسرتان به او بگویید در اولین ملاقات

 فرض کنید آرایش جدید ایشان مدل موی ایشان مطابق نظر شما نباشد به هیچ وجه پرخاشگری نکنید و تند برخورد نکنید خیلی ارام و متین اسم همسرتان را بکار برده واژه های عزیزم - خوشگلم -عسلم و امسال اینها را چاشنی کنید و بگوئید خیلی خوشگل شدی اما به نظر من فلان مدل مو بیشتر بهت می اومد و جذابترت میکرد .هدف زنان از ارایش جذاب شدن بوده پس شما با بکاربردن جذابترت میکرد بهت می اومد میتوانید همسر خودتونو متقاعد سازید.

اگر قصد دارید به دیدار خانواده خود بروید باتفاق همسرتان به جای بکار بردن این جمله : (امروز عصر جایی قرار نذار میخواهیم یه سر بریم خونه مامانم اینا)  یا امثال جمله ای که گفته شد ، از آنجایی که زنان احساساتی تر از آقایان هستند شما باید از در احساسات وارد شوید و این جمله را بکار ببرید : ( دلم واسه مامان اینا تنگ شد حالشو داری امروز عصر یه سر بریم پیششون ) در جمله اول شما به صورت امری برخورد کردید و در جمله دوم درخواستی در صورتی که جمله دوم را بکار ببرید شما هم نظر همسر خود را جویا شدید اما احساسات ایشان را تحت تاثیر قرار داده اید در اینصورت همسر شما این احترام شما را پاسخگو خواهد بود.

کلا برای پیشبرد خواسته های خود از بکار بردن وازه های امری پرهیز کنید باید بریم - نباید انجام بدی - من میگم فلان - اگر انجام ندی من فلان میکنم و ... این وازه ها شاید مقطعی پاسخ بدهد اما در دراز مدت نشانه ضعف شماست .

چند نکته ویژه خانمها برای پیشبرد و اعمال نظرات خود در برابر اقایان:

مردان بیشتر از انکه احساسی به مسایل نگاه کنند منطقی برخورد می کنند برای ارتباط با انها باید برای حرفهای خود استدلالهای منطقی بکار برید. در عین حال مردان میدانند شما به احساسات زیاد بها میدهید این اطلاع آنها گاهی به ضرر شماست و گاهی به سود شما . قبل از هر اقدامی جویای نظر شوهرتان شوید به جای بکار بردن  جمله : ( من میخوام اینکارو بکنم خواستم قبلش نظرتو بپرسم ) در اینصورت شما قبل از جویا شدن نظر همسرتان تصمیمتونو گرفتید پس بهتره به جای بکار بردن جمله قبلی از این جمله استفاده کنید ( به نظرت من فلان کارو بکنم بلافاصله بعد از گفتن این جمله دلایلتونم برای انجام دادن اون کار بیان کنید همانطور که گفته شد اگر استدلالهای شما منطقی باشه بیشتر جواب میده ) در صورت بکاربردن جمله دومی شوهر شما اولا از اینکه نظر وی را قبل از تصمیم جویا شدید احساس خوشایندی را حس میکند دوما از دلایلی که برای انجام عمل مورد نظرتان بکار بردید احسا میکند شمامنطقی هستید و در این صورت احساس بهتری پیدا میکند. مردان به پیچیدگی زنان نیستند .

مردان عاشق احترام و تکریم هستند با این روش شما میتوانید آنها را در عمل انجام شده قرار دهید بعنوان مثال : فرض کنید قصد رفتن به مهمانی دارید و مخواهید نظر همسرتان را جویا شوید که آیا اجازه رفتن به شما میدهند یا نه ( البته با توجه به اعتمادی که به شما و شناختی که از میزبان دارند ) میتوانید اینطور جملتونو مطرح کنید (فلان دوستم فلان روز مهمونی گرفته خودامونیم منم دعوت کرده بعدش بگید : که شوهر فلان دوستتون نذاشته که دوست شما بیاد به مهمونی فلان روز اصلا از شوهرش این انتظارو نداشتم یعنی اینقدر نسبت به زنش بی اعتماده خلاصه ازش بعید بود اونم یه مهمونی ساده حالا خوبه خونه غریبه هم نبوده خونه دوست چندین و چند سالمون بوده ) دراینصورت با گفتن جملات مهمونی ساده - غریبه هم نبوده - دوست چندین و چند سالمون بوده دراید حس امنیت رو در مورد اون مهمونی به همسرتان منتقل میکنید و دلایلی را عنوان میکنید که با منطق کنار بیاد و با گفتن از شوهرش انتظار نداشتم - نسبت به زنش بی اعتماده دارید شوهرتان را در عمل قرار گرفته قرار میدید.

یاداوری هایی درمورد جنس مخالف :

 مردان فقط یک بار عاشق می شوند و زنان این قابلیت را دارند که چند بار عاشق شوند

یک مرد اگر زنی را دوست داشته باشد برای به دست اوردن آن زن قبل از ازدواج دست به هر کاری میزند اما پس از ازدواج آنچنان که باید و شاید انرزی صرف نمیکنند بر عکس زنان قبل از ازدواج تمایل دارند طرفشان به سمت آنها بیاید تا اینکه آنها به سمت وی بروند ولی پس از ازدواج زنان تلاش بیشتری می کنند

مردان قبل از ازدواج به لحاظ روابط جنسی گرم تر و بعد از ازدواج نسبتا سرد تر می شوند

زنان قبل از ازدواج تا حدی سرد مزاج و بعد از ازدواج نیاز بیشتری به رابطه جنسی پیدا میکنند

مردان میتوانند بدون داشتن احساسات رابطه جنسی داشته باشند اما زنان در صورتی از این رابطه لذت می برند که بر پایه احساسات باشد

مردان این قابلیت را دارند که حتی با وجود شرایط نا مساعد از رابطه جنسی لذت ببرند اما زنان در صورت وجود استرس و شرایط نا مطلوب لذتی از رابطه جنسی نمیبرند

مردان پس از رابطه جنسی از نظر احساسی تا مدت کوتاهی سرد می شوند و زنان بعد از رابطه جنسی نیاز احساسی بیشتری پیدا می کنند

مردان میتوانند در زمینه مسایل جنسی از هر زنی با هر ظاهر و اندامی تحریک پذیر باشند اما زنان شخصیت جنسی ثابتی دارند و فقط از یک الگو خاص تحریک می شوند

زنان دوست دارند مورد توجه قرار بگیرند اما مردان ریاست طلبی را بیشتر دوست دارند

زنان از خرید کردن لذت میبرند مردان از خرید کردن بیذارند

زنان به مهمانی رفتن علاقه مند هستند مردان غالبا تمایل دارند در منزل خود باشند .

در مواجه شدن با مشکلات مردان در تنهایی میتوانند مشکل را حل کنند اما زنان در تنهایی دامنه مشکل را گسترده تر میکنند

مردان دوست دارند حرف آخر را بزنند زنان دوست دارند نظر آنها در کلیه امور زندگی اعمال شود

مردان از مراجعه به مشاور بیذارند زنان مراجعه به مشاور را یکی از گزینه های رفع مشکل میدانند.

مردان تنوع پذیرتر از زنان هستند  مردان کلیات را در نظر دارند و زنان جزئیات.

زنان شاغل بدبین تر و محتاط تر  از زنان خانه دار هستند. زنان در رابطه جنسی به پیشنوازی بیشتر از دخول بهاء می دهند مردان غالبا اهل پیش نوازی نیستند.  مردان بیشتر از همسرخود  روی اندازه آلت تناسلی خود حساس هستند.

مردان کمتر اتفاق می افته متوجه تغییرات کوچک ظاهری همسر خود بشوند اما زنان هر گونه تغییر در وضعیت ظاهری مردان را متوجه می شوند.

شناخت مردان راحتر از شناخت زنان است. انتخاب کردن برای زنان دشوار تر از مردان است.

مردان کم حوصله و زنان صبور هستند. مردان احساساتی زودتر عصبانی میشوند و زودتر آرام می شوند .

مردان دوست دارند اولین نفری باشند که از مشکل یا موضوع بوجود آمده چه خوب چه بد مطلع شوند .

زنان بیشتر از مردان به حرفها و بحثها توجه می کنند و به آنها فکر میکنند.

مردان همانند زنان به مناسبتهای مهم فکر نمیکنند و اکثرا در این زمینه فراموشکار هستند این در حالیست که زنان خیلی تمایل دارند تاریخ تولد - تارخ آشنایی - تاریخ نامزدی - عقد و سلگرد ازدواج و جدیدا ولنتاین برای همسرشان مهم باشد.

اما چند نکته ویژه :

 مردان : همسر خودتونو از نظر احساسی تامین کنید قبل از بررسی جنسیت انها به این فکر کنید که آنها همچون شما انسان هستند و حقوق برابری دارند آنها ابزاری بریا خوشبختی کردن شما نیستند بلکه شریک و همراه زندگی شما هستند  به عواطف و نیازهای احساسی آنها احترام بگذراید خصوصا در زمینه رابطه جنسی ، تا میتوانید وقت زیادی صرف پیشنوازی و معاشقه کنید بعد از رابطه جنسی حتما ابراز احساسات کنید تاکید میکنم بعد از رابطه جنسی رفتار شما و ابراز احساسات توسط شما نقش اساسی دارد .

زنان : مرد خود را سیرکنید ، مرد خودر را سیر کنید ، مرد خودرا سیر کنید .  مردان ریاست طلب هستند مردان مغرور تر از زنان هستند پس غرور انها را هگز نشکنید گاهی وقتها مردان نیاز به تنهایی دارند چون مردان همانند شما اهل دردو دل نیستند مگر خیلی جزئی و نادر - با مردان لجبازی نکنید - گاهی وقتها مردان رفتارهیا بچه گانه از خود در می آورند نشانه بچه بودن آنها نیست کودک درون مردها هرگز به خواب نمیرود .

هفت راز زوجهای موفق

1) زوج های موفق خواسته ها و انتظارات خود را به صراحت می گویند. زوج های موفق قبل از ازدواج، توقعاتی که از یکدیگر دارند مطرح می کنند، اگر توافق اساسی با هم ندارند (برای مثال مرد فرزند می خواهد ولی خانم مخالف است)، می توانند به شروع و یا خاتمه ازدواج به طور جدی فکر کنند. بعد از ازدواج، زوج های موفق به طور منظم در مورد توقعات و انتظاراتشان با هم صحبت می کنند و اگر اختلافی پیش آمد، آن را به زمان دیگری موکول می کنند تا همدیگر را درک کنند و به توافق برسند.

۲) زوج های موفق فردیت خود را حفظ می کنند. بعد از ازدواج استقلال زوج ها کم می شود اگر افراد فرزند داشته باشند روز به روز وابستگی بیشتر می شود و گاهی افراد احساس خستگی می کنند. زوج های موفق می دانند حتی اگر به هم علاقه داشته باشند، گاهی احساس خستگی می کنند. آنان یکدیگر را تشویق می کنند تا همیشه"ما" نباشند و زمانی هم برای "خود" داشته باشند و به کارهای مورد علاقه خود بپردازند.بدین ترتیب زوج فردیت خود را حفظ می کند و زندگی ، شاداب می شود.

۳) زوج های موفق همدیگر را مرکز توجه قرار می دهند. آنان همدیگر را دست کم نمی گیرند و همیشه به فکر خوشبختی همسر خود و خانواده هستند. معمولاً افراد چند سال پس از ازدواج مانند سال های اول به هم توجه نمی کنند. ولی زوج های موفق، کارهای کوچک نظیر اولویت قرار دادن نیازها و کارهای همسر و کارهای بزرگ نظیر احترام و گوش کردن به حرف های هم را مدنظر قرار می دهند. ازدواج دریای تغییرات است. شما اغلب فراموش می کنید همسرتان مهم است و به او توجه نمی کنید. درعوض به کار، سرگرمی و دوستان اهمیت می دهید ولی زوج های موفق همدیگر را مرکز توجه قرار می دهند.

۴) زوج های موفق روش های حل اختلاف را می آموزند. "جان گاتمن" روانشناس که ۲۰ سال زندگی زوج ها را مطالعه کرده، عامل اصلی موفقیت یا شکست ازدواج را توانایی، یا عدم توانایی حل اختلافات می داند. حتی اگر همسرتان و شما کاملاً با هم یکی باشید ، گاهی با نظر هم موافق نیستید و این مخالفت باعث ناراحتی می شود. نباید به اعتیاد، خشونت و ... رو بیاورید. اگر خواسته شما و همسرتان با هم فرق دارد، باید آن را حل کنید. زوج های موفق با هم صحبت می کنند، حتی اگر احساس بدی نسبت به هم دارند. آنان در مورد اختلافات و مخالفت ها با هم مذاکره می کنند تا به نتیجه عادلانه برسند. آنان از یکدیگر حمایت می کنند و غـُر نمی زنند. آنان می پذیرند در مواردی عشق ، برتر از پیروزی است.

۵) زوج های موفق با هم رشد می کنند. مسلماً فردی که امروز با او ازدواج می کنید،۱۰ سال آینده متفاوت خواهد بود. شما هر دو تغییر می کنید. به ویژه در شرایط سخت زندگی مانند از دست دادن والدین . زوج های موفق می دانند که یکی یا هر دو در طول زندگی تغییر می کنند و قواعد عوض می شود. پس لازم است تغییر کنید تا بتوانید روابط در حال تغییر را عوض کنید.

۶) زوج های موفق برای حفظ روابط می کوشند. زوج های موفق به طور منظم وضعیت زندگی خود را بررسی کرده و با هم صحبت می کنند تا از شادی و رضایت هر دو از زندگی مشترک مطمئن شوند. اگر یکی ، یا هر دو شما از زندگی مشترک ناراضی هستید، مشکلتان را حل کنید.

۷) از مراجعه به مشاور خجالت نکشید. زوج های موفق قبل از مراجعه به مشاور، سند طلاق را امضا نمی کنند. آنان می کوشند که مشکلات را در اولین فرصت حل کنند.

دغدغه های دختران در ازدواج،

قابل درک و منطقی است و نباید با دیده اغماض چشم بر روی آن پوشید و توجهی بر حل این مشکل نکرد. در جامعه و فرهنگ کنونی ما به هر دلیلی شرایط ازدواج برخی از دختران فراهم نمی شود و آنها مجبورند چشم به در خانه دوخته و منتظر بماند تا کسی به خواستگاری شان بیاید. در برخی موارد هم زمان انتظار به حدی می شود که دیگر کار از کار گذشته و سن دختر بالا می رود. آنها در شکایت هایشان از این مشکل به برخی عوامل زیر اشاره می کنند:

الف) عدم زیبایی ظاهری

ب) فقر و نداری خانوادگی

ج) کم سوادی و طبقه پایین فرهنگی

د) موقعیت و منزلت پایین خانواده در جامعه و احیاناً بی اعتباری و بد نامی پدر یا مادر

ه) از دست دادن فرصت های مناسب، به علل های مختلف چون:

1- ادامه تحصیل

2- ترس از شکست در ازدواج

3- دست و پا گیر بودن ازدواج وترس از محدود شدن آزادی

4. سختگیری والدین در امر موافقت با ازدواج

5. وجود دختران قبلی در خانواده

آماده نبودن خانواده و آداب و رسوم سنگین ازدواج و) و ... .

علل و ریشه های مشکل و پیشگیری از آنها

به هر حال این یک مشکل جدّی و دامنگیر در جامعه ما است، که باید ریشه‌یابی و مشکل گشایی کرد. در نگاه اوّل، علّت اصلی مشکلات این است که جامعه ما، هنوز از اسلام ناب محمّدی فاصله زیادی دارد. دریغا! که هنوز چهره اسلام، در بسیاری از مسائل پشت پرده مانده است. و پرده‌های جهل، خرافات و آداب و رسوم جاهلی جلوی خورشید درخشان اسلام را گرفته است.

اگر در ازدواج، اسلام معیار و ملاک بود، اکثر یا همه این مشکلات وجود نداشت. مگر نشنیده‌ایم که پیامبر بزرگوار اسلام(ص) در یک جلسه و در عرض چند دقیقه، تمام مراحل یک ازدواج از قبیل: خواستگاری، تعیین مهریه، خواندن عقد و ... را اجرا فرمود و دست زن و شوهر را به هم داده و روانه منزلشان می‌کردند؟!

علت های مهم دیگر:

1. از علل و ریشه‌های دیگر این مشکل، خود ما و خانواده‌های ما هستند، چرا که اگر از همان زمان و در سن مناسب ازدواج به فکر بودیم، دیگر بعد از این‌که کار از کار گذشت و سن بالا رفت، دچار مشکل نمی‌شدیم.

راه چاره: واقعیّت این است که خود دختر و خانواده‌اش باید در امر ازدواج و انتخاب همسر سهیم باشند. در تاریخ صدر اسلام نقل شده است کسانی که دختران دم بخت داشتند، در حضور پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و در مسجد به صورت علنی برای عموم مطرح می‌کردند و هیچ گونه عیب و ایرادی هم نداشت. شاید امروزه دیگر نتوان به صورت علنی مطرح کرد، امّا می‌توان به صورت غیر مستقیم و با راهکارهایی مسئله را بیان کرد. مثلاً از فردی متدیّن و رازدار خواست که مسأله را به فرد مورد نظر و به شکل غیر مستقیم بیان نماید.

2. تعلل و ایده آل گرایی برخی خانواده ها و خصوصاً خود دختران باعث می شود تا موقعیت ها را از دست بدهند. بعضی مواقع افکاری مانند: «شاید خواستگار مناسبتر و خوبتر و ایده آل برایم بیاید!»، «شاید خواستگاری از طبقه بالا و فرهنگی، پولدار و با تحصیلات بالا برایم بیاید!» و ... باعث می شود که خواستگار کنونی را که تا حدودی با شرایط همخوانی دارد، رد کند.

راه چاره: باید خود دختر و خانواده اش، واقعیت گرا باشند. خود را آن گونه که هست قبول کند و فردی را که معیارها و شرایط اصلی ازدواج را دارد و تقریباً شبیه خود و از طبقه خود است، به خواستگاری او آمده، رد نکند.

اکنون چه باید کرد؟

. اوّل این‌که در جامعه فرهنگ سازی کرده و دستورات اصیل اسلامی عملی شود. باید سطح توقعات پایین آورده شود و شرایط ازدواج سخت گرفته نشود.

2. دوّم این‌که تک تک ما باید ایمان خود را تقویت کنیم، چرا که اگر کسی ایمانش قوی باشد و به امدادهای الهی ـ که خود خداوند وعده داده است ـ امیدوار و اطمینان داشته باشد، دیگر از ازدواج به علّت فقر کناره‌گیری نمی‌کند. چرا که خود خداوند فرموده است که:«وَ أنْکِحُوا الْایامی مِنْکُمْ ... إنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِم اللهُ مِن فَضْلِهِ؛ جوانان بدون همسر را همسر دهید ... اگر فقیر باشند خداوند به فضل و رحمت خود، آنان را غنی و بی‌نیاز می‌کند.»[1] و پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در تأیید این آیه می‌فرماید: «کسی که ازدواجش را از ترس فقر و ناداری ترک کند همانا به خداوند گمان بد برده است».[2] این فقط وعده نیست؛ چرا که در زندگی روزمره، افراد بسیار زیادی را که فقیر بودند و بعد از ازدواج از لطف الهیع تمکّن مالی پیدا کرده‌اند، را می‌بینیم.

3. اقدام بزرگترها و افراد خیّر، برای آشنایی دختر و پسر و همسریابی آنها و کمک خداپسندانه در این راه:

یکی از بهترین عبادات و کارهایی که موجب خشنودی خداوند می‌شود و در سعادت دنیا و آخرت انسان نقش دارد، «وساطت در امر ازدواج و فراهم کردن مقدّمات و اسباب تشکیل خانواده جوانان» ‌است.[3] چرا که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ می‌فرماید: «... خداوند به کسی که برای ازدواج دیگران اقدام نماید، برای هر قدمی که بردارد و هر کلمه‌ای که بگوید، اجر و ثواب عبادت یک سال که روزها روزه‌دار باشد و شب‌ها نماز بخواند، به او عطا می‌فرماید».[4]

پس لازم است افرادی در این راه خیر، قدم در راه اقدامات خداپسندانه بردارند و هیچ ترسی به دل خود راه ندهند. البته در بعضی شهرها از جمله قم، مؤسساتی بدین منظور تأسیس شده است که اقدامات خوب و خداپسندانه‌ای در زمینه مشاوره و آموزش شیوه‌های همسرداری و خانه‌داری و کمک در همسریابی و آشنایی دختر و پسر دارند. مثل مؤسسه خیریه الزهراء (س) قم[5]» که این مؤسسه شعبه‌هایی در برخی از شهرستان‌ها دارد و علاوه بر آن، در امر کمک جهیزیّه و خدمات مالی برای افرادی که توانایی مالی کمتری دارند هم قدم‌های شایانی برمی‌دارد.

راهکارها و توصیه‌های عملی بعد از بروز مشکل:

1. امید به لطف و گشایش‌های الهی داشته باشید و در این راه از دعا و نذر و نیاز به درگاه الهی دریغ نفرمایید.

2. توسّل به ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ داشته باشید و آنها را واسطه قرار دهید، چه بسا کسانی که حاجاتشان را در امر ازدواج، از حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ گرفته‌اند.

3. تلاش بیشتر و روزافزون برای شکوفایی استعدادها و توانایی‌های خود و یادگیری فنون و هنرهای مختلف و پر کردن اوقات فراغت داشته باشید. دخترانی که شایستگی های لازم در زمینه های اخلاقی، اجتماعی، مهارت های زندگی و امتیازات ویژه دیگر در جامعه کسب می کنند، نسبت به دیگر دختران خواهان بیشتری دارند.

4. نیکو کردن اخلاق حسنه و خوش برخورد بودن در محیط اطراف به خصوص در خانه سعی کنید با کمال متانت و گذشت و فداکاری رفتار کرده، به آنها کمک نمایید.

5. صبور و بردبار بودن؛ چرا که صبر و شکیبایی کلید معنویات و گشایش‌های نعمت‌ها و الطاف الهی است.

6. توجّه به ضعف‌ها و خصلت‌های ناپسند خود و رفع آنها؛ چه بسا به دلیل وجود یک صفت بد یا یک رذیله اخلاقی و رفتاری در ما، خداوند نعمتی و یا لطفی را از ما دور کند.

7. توجه نکردن به حرف و حدیث های مردم و برخورد کردن با آنها به صورت سعه صدر و گذشت از آنها با کمال بزرگواری.

8. حضور در جمع ها با شرکت کردن در مجالس مذهبی- فرهنگی- هنری و ... و نشان دادن توانمندی های و کمالات روحی و اخلاقی خود.

9. سفارش مستقیم یا غیر مستقیم به یک مؤسسه یا افراد دلسوز و مورد اعتماد.

10. توجه به این مطلب که دنیا به آخر نرسیده و اساساً هدف اصلی و نهایی زندگی که ازدواج کردن نیست. با ازدواج نکردن نیز می توان با آن اهداف متعالی دست یافت.

11. اگر سن خیلی بالا رفته و احساس می شود که دیگر خواستگار ازدواج نکرده به سراغش نمی آید، بهترین گزینه این است که به یک مرد زن از دست داده ولی مناسب و متدین جواب بلی بدهد.

12. در نظر داشته باشید که در جامعه هستند جوانان مناسبی که به هر دلیلی مثل شما هنوز هم ازدواج نکرده اند و دنبال مورد مناسبند.

حرف آخر این که: توجه به امتحانات و آزمایش های الهی داشته باشیم که مبادا با بی صبری، اجر خود را از دست داده و مشکلات را بیشتر نماییم ضمن اینکه خداوند متعال کسانی را که به هر جهت اسباب و امکانات ازدواجشان فراهم نشده و نتوانسته‌اند ازدواج کنند، دستور داده که تقوی و پاکدامنی پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی‌نیاز گرداند. «وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یَجِدُونَ نِکاحاً حَتّی یُغْنِیَهُم اللهُ مِنْ فَضْلِهِ»[6]. پس آنچه که در زندگی در درجه اول اهمیّت دارد، بندگی و اطاعت خداوند و حفظ پاکدامنی و عفّت است.

الف) راهبردهای فرهنگی

همان طور که گفتیم، تغییر نگرش ها و شناخت های افراد، کمک زیادی به تغییر رفتار آنان می کند، و هر تغییری بدون داشتن زیرساخت های فکری محکم، دوامی نخواهد داشت. وظیفه مهم که از کارهای عمده در این حوزه است، بر عهده متصدیان امور فرهنگی مثل حوزه، دانشگاه، صدا و سیما، مطبوعات، هنر و مانند آن است که باید در این راستا برنامه ریزی جدی داشته باشند. کارهایی که می توان در راستای این هدف انجام داد، از قرار زیر است:

1ـ ارزش دانستن تأهل

اگر تاهل و همسر داشتن به عنوان ارزش، و تجرد و مجرد ماندن، ضد ارزش تلقی شود، همان طور که در روایات اهل بیت آمده،[15] کمک زیادی به تغییر نگرش افراد نسبت به سن ازدواج می شود.

2ـ درجه بندی ملاک های انتخاب همسر

در فرهنگ دینی مهم ترین ملاک برای انتخاب همسر، ایمان و اخلاق است.[16]و ملاک های دیگر از اهمیت کم تری برخوردار است. این درحالی است که در جامعه کنونی ما ملاک هایی چون مدرک، ثروت، پست و مقام و به طور کلی مظاهر مادی بیشترین اهمیت را دارد. به همین خاطر تمام تلاش جوانان این است که از هر راهی، امتیازات فوق را به دست آورند و از این طریق به مقبولیت اجتماعی کافی برسند، اما از آن جا که رسیدن به این ملاک ها زمان زیادی می طلبد، به ناچار از ازدواج در ابتدای جوانی محروم می شوند و به این طریق سن ازدواج افزایش می یابد. اگر مسئولین فرهنگی کشور، ارزش های واقعی را که ایمان و اخلاق در صدر آن است ترویج کنند، نه تنها سن ازدواج کاهش پیدا می کند، بلکه بسیاری از مشکلات دیگر نیز حل خواهد شد.

3ـ گسترش فرهنگ حجاب

در جامعه ای که فرهنگ حجاب حاکم باشد و رابطه با نامحرم طبق موازین شرعی باشد و از اختلاط های مضر و فساد انگیز بین پسر و دختر جلوگیری شود. زمینه ای برای ارضاء نامشروع جنسی یافت نمی شود و در نتیجه تمتعات جنسی منحصر به خانواده و ازدواج می شود. همین امر باعث می شود احساس نیاز به ازدواج در جوانان افزایش یابد و آنان زودتر ازدواج کنند. اگر فرهنگ حجاب کم رنگ شود و پسران و دختران محدودیت زیادی در ارتباط با یکدیگر نداشته باشند، انگیزه آنان برای ازدواج کاهش می یابد و در نتیجه سن ازدواج بالا می رود، هم چنان که یکی از علل فرار جوانان غرب از ازدواج همین موضوع است. زیرا ازدواج را مانع آزادی بی حد و حصر خود می بینند.

4ـ گسترش فرهنگ قناعت و ساده زیستی

اگر در جامعه، ساده زیستی و استفاده از حداقل امکانات مادی ارزش شود و یا حداقل این که ضد ارزش نباشد، سن ازدواج کاهش پیدا می کند؛ اما اگر داشتن خانه و اتومبیل مدل بالا و امکانات مادی، ارزش شود و چشم و هم چشمی های زیان آور گسترش یابد، جوان امروزی ما ناچار است در پی تهیه آن وسایل باشد و تا آن را تهیه نکرده ازدواج نکند. در نتیجه از داشتن خانواده در سن جوانی، محروم می ماند.

5ـ ازدواج در خلال تحصیل

همان طور که گفتیم یکی از عوامل افزایش پیدا کردن سن ازدواج، تحصیل است. اگر طوری برنامه ریزی شود که دانشجویان قادر باشند در خلال تحصیل، ازدواج کنند، سن ازدواج در بین این قشر که مهم ترین و حساس ترین بخش جامعه هستند، کاهش پیدا می کند.

این امر مشروط به این است که خانواده ها اولا اهمیت موضوع را درک کنند و متوجه این موضوع باشند که چه خطرهای بزرگی فرزندان دانشجوی آن ها را تهدید می کند و چه مشکلاتی روحی و روانی زیادی در اثر تأخیر ازدواج برای آنان به وجود می آید و ثانیا با برنامه ریزی دقیق و با هماهنگی و کمک دانشگاه و دیگر نهادهای مربوطه، ترتیباتی بدهند که دانشجویان با حداقل امکانات بتوانند ازدواج کنند و درعین حال تحصیل خود را نیز ادامه دهند. جوان دانشجوی ما اگر امکان ازدواج داشته باشد، حتی به صورت ماندن در دوران عقد و نامزدی قبل از عروسی، هم از برکات مادی و معنوی ازدواج محروم نشده و هم با انگیزه بیشتری تحصیل را دنبال می کند. دانشجو اگر احساس کند آینده روشنی دارد و می تواند مسئولیت زندگی را که با ازدواج بر عهده او گذاشته می شود بر دوش بکشد، کم تر به دنبال فعالیت ها و برنامه های غیر درسی و حتی ضددرسی می رود و بلکه تمام سعی و همت خود را صرف بهتر کردن زندگی و بالا بردن سطح آن می کند.

ب) راهبردهای اقتصادی

همان طور که گفتیم عوامل اقتصادی از عمده ترین دلایلی است که جوانان برای تأخیر ازدواج خود مطرح می کنند. برای این که این عامل مهم را کاهش دهیم باید در دو جهت برنامه ریزی کنیم: 1ـ هزینه ها را حتی الامکان کاهش بدهیم. 2ـ منابع اقتصادی و تولید ثروت را برای جوانان فراهم کنیم. بنابر این راهبردهای زیر می تواند ما را در عملی ساختن دو هدف فوق یاری دهد؛

1ـ کاستن از هزینه های اضافی

بسیاری از هزینه هایی که در زندگی می شود، اعم از هزینه های جشن عقد و عروسی، یا تهیه جهیزیه، مسکن و سایر لوازم زندگی، ضرورت زیادی ندارد و امکان حذف یا کاهش آن وجود دارد. اگر پسر و دختر و خانواده هایشان تصمیم بگیرند تمام هزینه های غیر ضروری را حذف کنند و به حداقل امکانات اکتفا کنند امکان ازدواج برای اکثر جوانان ما عملی می شود این که جوانان ما یا خانواده هایشان این تصور و ایده را داشته باشند که در ابتدای زندگی باید از همه یا اکثر امکانات مادی برخوردار باشند و در برگزاری مراسم عقد و عروسی، هزینه های سنگینی بر یکدیگر تحمیل کنند، نتیجه ای جز فرار جوانان از ازدواج نخواهد داشت.

2ـ همیاری در هزینه های ازدواج

همان طور که خداوند همه مردم جامعه را به یاری جوانان برای ازدواج و تشکیل زندگی دعوت می کند، همه افراد، خصوصاً افراد متمول، وظیفه دارند در این امر خیر شرکت کنند. همچنین اگر ترتیبی داده شود که افراد نزدیک به خانواده پسر و دختر، به صورت یک رسم و عادت نیکو، قسمتی از هزینه های ازدواج را بر عهده بگیرند، کمک بزرگی به تحقق این هدف می شود. این پیشنهاد گرچه ظاهر ساده ای دارد، ولی در عمل تأثیر شگفت انگیزی در هموار ساختن مسیر ازدواج جوانان دارد و چون این مشکل عمومیت دارد. و هر کسی خود رامحتاج کمک می بیند، همه مردم در این امر خیر شرکت خواهند کرد.

3ـ پرداخت وام های قرض الحسنه برای ازدواج

قرض الحسنه که یکی از سنت های خوب و گره گشای اسلامی است و در آیات فراوانی از قرآن به آن تشویق و تأکید شده،[17] تأثیر فوق العاده ای در حل مشکلات اقتصادی جامعه دارد. اگر این سنت حسنه که امروز در گوشه و کنار جامعه تحت عنوان «وام ازدواج» وجود دارد، گسترش یابد و به این طریق وام های طولانی مدت و کم بهره به جوانان برای ازدواج و تهیه وسایل زندگی داده شود، چنان که از برنامه های مهم دولت جدید شمرده شده است، کمک زیادی به ازدواج جوانان و در نتیجه کاهش سن ازدواج، خواهد شد.

4ـ ایجاد شغل های پاره وقت در دوران تحصیل و مانند آن

امروز دغدغه اصلی جوانان و به ویژه دانش جویان، اشتغال است. متأسفانه آموزش و پرورش و آموزش عالی ما طوری برنامه ریزی نکرده که، همه فارغ التحصیلان خود را به ابزار و فنون شغلی مجهز کنند. همان طور که نیروی نظامی نتوانسته برای سربازان وظیفه که خیل عظیمی از جوانان کشورند، دراین زمینه کاری کند و حداقل هر یک از آنان را در مدت سربازی به فن یا صنعتی مجهز کند. البته کارهایی در تحقق این هدف انجام شده، ولی اصلاً کافی نیست. فی المثل اگر دانشجوی جوان ما، بتواند در خلال تحصیل شغل مناسبی داشته باشد، می تواند بسیاری از هزینه های زندگی خود را تأمین کند. لازمه این کار این است که آموزش های کاردانی و کاربردی در طول تحصیل گسترش یابد و تعداد واحدهای نظری کاهش پیدا کند.

5ـ تشویق به زندگی در کنار خانواده یکی از زوجین

در زمان های گذشته اکثر جوانان، ابتدای زندگی خود را در کنار والدینشان آغاز می کردند و به مرور زمان سعی می کردند با پس انداز و امثال آن، از پدر و مادر خود مستقل شوند، اگر بتوان این فرهنگ را دوباره زنده کرد و جوانان و خانواده هایشان را به پذیرش این امر تشویق کرد، کمک زیادی به حل مشکل ازدواج می شود.

ج) راهبردهای اجتماعی

از آن جا که اجتماع و جامعه، مجموعه ای متشکل از واحدهای کوچک تر خانواده است، بهترین جایگاه کمک به ایجاد خانواده و فراهم ساختن ازدواج جوانان، خود جامعه است. از این رو برای حل مشکل ازدواج جوانان و جلوگیری از افزایش سن ازدواج، چاره ای جز همکاری و همیاری همه افراد و آحاد جامعه، وجود ندارد. راهبردهای اجتماعی که می توان در این زمینه ارائه داد، از قرار زیر است:

1ـ فراهم کردن شرایط ازدواج آسان

دولتمردان و متصدیان اجتماع وظیفه دارند برنامه دقیقی برای حل این مشکل ارائه دهند. همچنین با تشویق مردم، خصوصاً افراد متمول، جوانان را در این امر یاری دهند، مسلماً اگر دولت و مسئولان امر، قدمی در این راه بگذارند، همه مردم به کمک آن ها می شتابند. زیرا این یک مشکل همگانی است و همه افراد به گونه ای با آن درگیر هستند.

2ـ گسترش مراکز مشاوره ازدواج

یکی از دلایلی که جوانان را از ازدواج دور کرده است، نداشتن اطلاعات صحیح از ازدواج و وجود بدبینی های بی مورد است. بسیاری از جوانان نسبت به اصل ضرورت ازدواج بی اطلاعند و برخی هم از افکار ناصحیح و خرافی در این مورد رنج می برند. وجود مراکز مشاوره ازدواج، کمک شایانی به جوانان می کند و دغدغه های بی مورد آنان را برطرف می سازد.

3ـ کنترل مهاجرت روستاییان به شهرها

از بین تمام خسارت ها و ضررهایی که در مهاجرت روستاییان به شهر وجود دارد، مشکل افزایش سن ازدواج، جایگاه ویژه ای دارد. اگر بتوان با افزایش امکانات زندگی در روستاها و ایجاد اشتغال برای آنان، از مهاجرت آن ها جلوگیری کرد و آنان را به ماندن در روستا و تولید محصولات کشاورزی و دامی و امثال آن تشویق نمود، علاوه بر حل بسیاری از مشکلات اجتماعی، از افزایش سن ازدواج نیز جلوگیری خواهد شد.

4ـ جلوگیری از بی بند و باری و ابتذال و فساد اخلاقی

یکی از راه های پیشرفت در جامعه ما اجرای قانون اساسی و جلوگیری از متخلفین و برهم زنندگان نظم و قانون است. اگر از فساد و ابتذال، خصوصاً در حوزه اخلاق و مسائل جنسی جلوگیری نشود و با افراد متخلف برخورد جدی صورت نگیرد و در مقابل تهاجم و شبیخون فرهنگی دشمن، سیاست تسامح و تساهل اجرا شود، جامعه چنان دچار آشفتگی می شود که اولین ضرر آن متوجه نهاد مقدس خانواده می شود و جایگاه آن را تضعیف می کند. امروز کم نیستند جوانان پاک و مؤمنی که شریک زندگی مناسبی برای خود نمی یابند. تأثیر مخرب گسترش فساد و فحشا و ابتذال و مخصوصاً مواد مخدر بر تزلزل کانون خانواده و بدبینی جوانان به ازدواج، بر کسی پوشیده نیست. اگر متصدیان اجتماع برای مبارزه با مفاسد اخلاقی کمر همت ببندند و این دام های خطرناک را از جلوی جوانان بردارند، برکات زیادی نصیب جامعه خواهند کرد که یکی از آن هموار شدن راه ازدواج جوانان است.

به امید آن که با همت تمام نیروها، و ملت و دولت، به زودی شاهد آن باشیم که جوانان عزیزمان، این سرمایه های بی نظیر کشور، در امر ازدواج مشکلی نداشته باشند و با نشاط و انگیزه و امید، آینده ای روشن و موفق برای خود و دیگران بنا کنند.