اکنون که در روزهای آخر مرحله دوم قرار داریم به این سوال پاسخ می دهیم که با توجه به آنانی که آمدند، رقابت انتخاباتی بین چه کسانی است؟


به گزارش خبرگزاری اقتصادی ایران(econews.ir آرایش رقابتی در انتخاباتی یازدهم ریاست جمهوری طی سه مرحله تغییر می کند؛ مرحله نخست که قبل از ثبت نام ها بود علی رغم آنکه طی یک سال فراد و فروز بسیار زیادی داشت در نهایت با ثبت نام برخی چهره هایی که پیش تر از آمدن خود داری می کردند و هم چنین با عدم ثبت نام برخی افراد که حضور خود را قطعی می دانستند به هم خورد. قطعا با اعلام نظر شورای نگهبان مرحله جدیدی در ارایش سایسی شکل می گیرد.  اکنون که در روزهای آخر مرحله دوم قرار داریم به این سوال پاسخ می دهیم که با توجه به آنانی که آمدند، رقابت اتنتخاباتی بین چه کسانی است؟

**انتخابات؛ رقابتی چهار قطبی



1. جریان اصلاحات؛ به رهبری هاشمی رفسنجانی



با ورود هاشمی به جرگه ی رقابت های انتخاباتی عملا ورق برگشت و آرایش ها در دو جناح اصول گرایی و اصلاح طلبی تحول معنا داری یافت. ورود هاشمی به جرگه ی انتخابات هم باعث وحدت نسبی اصول گرایان می شود و هم باعث اجماع اصلاح طلبان و این خود نشان از شخصیت سیاسی هاشمی دارد.


اصلاح طلبان مدت ها قبل تلاش زیادی برای به میدان کشاندن هاشمی صرف کرده بودند که بالاخره نتیجه داد، حجاریان بیشا ز یکماه پیش هشدار داده بود که هاشمی دقیقه ی 90 می آید و آمد و از طرف دیگر خاتمی و سران اصلاح طلبی بارهای اعلام کرده بودند که تنها هاشمی در این برهه می تواند اصلاح طلبان را نجات دهد. اگر هاشمی پیروز شود راه برای ورود دوباره ی اصلاح طلبان به جرگه ی قدرت باز خواهد شد.



از این رو یک قطب رقابت اصلاح طلبان با رهبری هاشمی خواهد بود. به این ترتیبب حسن روحانی، محمد شریعتمداری، مسعود پزشکیان و محمدرضا عارف به نفع هاشمی انصراف خواهند داد و جبهه ی اصلاحات با اجماع بیشتری در انتخابات شرکت خواهد کرد.



2. جریان اصول گرایان به رهبری؛ قالیباف



قطب دیگر انتخابات اصول گرایان خواهند بود که حضور هاشمی باعث اتحاد و اجماع نسبی آنان خواهد شد. اصول گرایان سنتی و جبهه ی امام و رهبری و سایر تشکل های اصول گرایی احتمالا به رهبری قالیباف در انتخابات شرکت خواهند کرد. به این ترتیب ولایتی، حداد، ابوترابی و متکی به نفع قالیباف کناره گیری خواهند نمود و با یکدیگر جبهه ی اصول گرایی را اتحاد خواهند بخشید. سخنی که ولایتی  در دانشگاه امام صادق علیه السلام گفت نشان از آن داشت که اصول گرایان به فکر وحدت و ائتلاف جدی افتاده اند.



قالیباف می تواند رهبری این قطب را بر عهده بگیرد که در نظر سنجی ها از سایرین جلوتر است و از طرف دیگر، به نظر می رسید که ولایتی و حداد توانایی مقابله با هاشمی در رقابت را نخواهند داشت. از این رو قالیباف تنها شانس این جرگه از اصول گرایان خواهد بود.






3. جریان اصول گرایان تحول خواه؛ همچنان به دنبال رهبری واحد



اما جریان تحول خواه اصول گرایی نظیر جبهه ی پایداری، رهپویان انقلاب اسلامی و جمعیت ایثارگران به دلایل مختلف نمی توانند با قالیباف وارد ائتلاف شوند. از این رو لنکرانی، زاکانی و سعید جلیلی هر سه با جدیت در صحنه حضور یافته اند. پایداری ها با نقدهایی که در این مدت علیه قالیباف داشتند عملا تمامی پل های پشت سر خود را برای پیوستن به قالیباف خراب کرده اند و از طرف دیگر می دادند که لنکرانی شخصیتی نیست که تاب مقابله و رقابت در این دور خطرناک را داشته باشد. هر چند وی پس از ثبت نام جلیلی اظهار داشته که معتقد به رقابت درون گفتمانی نیست و در صحنه خواهد ماند.


طیف رهپویان و ایثارگران نیز پیش از این اعلام کرده بودند که جلیلی و زاکانی و حداد گزینه های جدی آنان است که خود نشان از شم سیاسی این جرگه ی اصول گرایی داشت و راه برای حضور ائتلافی که به نفع جریان اصول گرایی باشد باز گذاشتند. زاکانی نیز بارها اعلام کرده است که با جلیلی قرابت های گفتمانی بسیار دارد و حتما با وی ائتلاف گفتمانی خواهد کرد. با توجه به موضع گیری اخیر زاکانی که اعلام داشته است از میان خودش، حداد و جلیلی یک نفر خواهد ماند باید منتظر بود و مشاهده نمود که آیا این سه نفر می توانند ائتلافی را تشکیل دهند که یک نفر نتیجه آن شود یا آنکه جلیلی و زاکانی تا آخر خواهند ماند.



4. جریان دولت به رهبری؛ مشائی



شاید پربحث ترین قطب رقابت انتخاباتی، جریان دولت در انتخابات باشد. آنان فردی را نماد خود ساخته اند که احتمالا از سوی شورای نگهبان رد خواهد شد. از این رو از جریان دولت شخصیت های مختلف و متفاوت در وزارت کشور حضور یافته و ثبت نام کردند. رحیمی، خلیلیان، احمد زاده کرمانی، جوانفکر و مشائی از مهمترین افرادی بودند که از طرف دولت نام نویسی کردند.


هر چندکه همانگونه که جوانفکر و رحیمی کناره گیری کردند احتمالا بقیه افراد مذکور نیز به نفع مشایی کنار خواهند رفت اما عملا به نظر می رسد تمامی شخصیت های مطرح دولت با همان مشکل مشائی یعنی عدم احراز صلاحیت مواجه هستند. هر چند به نظر می رسد نظام بیشتر به دنبال آن است که جریان دولت از طریق یک رقابت سیاسی از گردونه ی قدرت کنار گذاشته شود از این رو جریان دولت حتما یک کاندیدای تأیید صلاحیت شده از سوی شورای نگهبان خواهد داشت.



در این بین مستقل هایی حضور دارند که با توجه به فرهنگ سیاسی ایران و سابقه ی رقابت های انتخاباتی بخت چندانی برای مطرح شدن نخواهند داشت.


از این رو شخصیت هایی نظیر محسن رضائی هر چند در رقابت انتخابات ی حضور خواهند داشت و به هیچ ائتلافی نخواهند پیوست اما تبدیل به قطب انتخاباتی نشده و بخت چندانی نخواهند داشت.