رفتارشناسی غرب در قبال انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن یعنی جمهوری اسلامی ایران، حکایت از وحشت و نگرانی های عمیق غربی ها از انقلاب اسلامی و پیامدهای آن دارد. طی 32 سال گذشته سیاست ها،

دکتر یدالله جوانى
مقدمه:
رفتارشناسی غرب در قبال انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن یعنی جمهوری اسلامی ایران، حکایت از وحشت و نگرانی های عمیق غربی ها از انقلاب اسلامی و پیامدهای آن دارد. طی 32 سال گذشته سیاست ها، راهبردها و مجموعه اقدامات کشورهای عمده اروپایی در قبال انقلاب اسلامی جنبه خصمانه داشته و این کشورها به طرق مختلف به مقابله با انقلاب اسلامی پرداخته اند.
سرمایه گذاری های کلان مادی و معنوی کشورهایی چون آمریکا، انگلیس، آلمان، فرانسه و متحدین خاورمیانه ای آنان مانند رژیم صهیونیستی و مرتجعین عربی در مقابله و مهار انقلاب اسلامی، به گونه ای بوده که می توان گفت آنان پدیده انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران را بزرگترین دشمن خود دانسته و بر اساس همین نگرش با آن مقابله می کنند. در این نوشتار چرایی وحشت غربی ها از انقلاب اسلامی به اختصار بررسی و تحلیل می گردد.

 

مدل مفهومی و تئوریک تحلیل

تنظیم سیاست ها و تدوین راهبردها و اتخاذ تصمیمات کشورهای غربی در قبال انقلاب اسلامی با هدف تأمین منافع حداکثری و دفع تهدیدات و خطرات احتمالی انجام می گیرد. با توجه به مجموعه سیاست ها و اقدامات غرب در قبال انقلاب اسلامی طی 32 سال گذشته، سوال این است که آنان با چه نوع نگرش و برداشتی از انقلاب اسلامی، این سیاست ها را اتخاذ و بر مبنای آن مجموعه ای از اقدامات عمدتاً خصمانه را علیه جمهوری اسلامی انجام داده اند. کشورهای غربی و در رأس آنها آمریکا و انگلیس به همراهی رژیم صهیونیستی در سال های پس از انقلاب، بیشترین نقش را در توطئه ها، شیطنت ها، فتنه ها و فشارهای وارده علیه جمهوری اسلامی ایران بر عهده داشته و حرکت آنان در همین مسیر ادامه دارد. به نظر و اعتقاد نگارنده این سطور، در چارچوب مدل و نظریه انقلاب می توان رفتار غرب در قبال انقلاب اسلامی را تحلیل کرد.

هر انقلابی دشمنان و مخالفان خود را دارد و انقلاب اسلامی نیز از این امر مستثنی نمی باشد. لکن آنچه اکنون مدنظر است نه انقلاب اول، بلکه انقلاب دوم ملت ایران است. حضرت امام خمینی(ره) به دنبال تسخیرلانه جاسوسی آمریکا در 13 آبان 1358، از این حرکت دانشجویان مسلمان پیرو خط امام با عنوان انقلاب دوم یاد کرده و آن را بزرگتر از انقلاب اول ارزیابی کردند.

آغاز انقلاب دوم با تسخیر لانه جاسوسی

در میان پدیده های اجتماعی سیاسی، انقلاب پیچیده ترین پدیده ای است که مورد توجه عالمان علوم انسانی قرار گرفته و در مورد آن نظریه های گوناگون مطرح است. انقلاب در اصطلاح امروزی، در واقع نوعی تغییر و تحول اساسی و بنیادین در یک قلمرو سرزمینی به شمار می آید که از یک سو سبب تغییر در اساس و نوع حکومت گردیده و از سوی دیگر به تحول در ایدئولوژی غالب و رسمی در آن کشور و خط مشی های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در ابعاد داخلی و خارجی می انجامد. با این تعریف می توان گفت انقلاب اسلامی یکی از بزرگترین انقلاب های دوران معاصر است که موجب گردید یک نظام سلطنتی با سابقه 2500 ساله را در هم ریخته و با استقرار نظام اسلامی با محوریت ولایت فقیه در قلمرو سرزمینی ایران، خط مشی های جدید اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را بر کشور ایران حاکم سازد. انقلاب اسلامی در واقع مسیر حرکت ملت ایران را تغییر داد. ملت ایران علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی قیام کرد و دست به مبارزه زد و در نهایت به پیروزی رسید.

پیروزی ملت ایران در 22 بهمن سال 1357 با فرو ریختن رژیم طاغوت رقم خورد و در 12 فروردین سال 1358 با استقرار نظام جمهوری اسلامی کامل گردید. حال سوال این است که منظور حضرت امام(ره) از انقلاب دوم چیست؟ در پاسخ به این سوال دیدگاه های متفاوتی می تواند وجود داشته باشد و هر دیدگاهی تفسیر خاصی از این جمله ارائه نماید. نگارنده معتقد است با استناد به آرا و اندیشه های سیاسی حضرت امام (ره) و مواضع ایشان می توان گفت، منظور از انقلاب دوم که آن را بزرگتر از انقلاب اول می دانستند، آغاز مبارزه ای طولانی برای ایجاد تغییر و تحول اساسی و بنیادین در مقیاس جهانی و نظام بین الملل از طریق ساقط کردن نظام سلطه با محوریت آمریکا و صهیونیزم بین الملل است.

به عبارت دیگر می توان گفت حضرت امام(ره) با نهضت خود از سال 1341 و با به صحنه آوردن ملت ایران بر اساس آموزه های دینی و اسلامی موفق شدند انقلاب اسلامی را به پیروزی برسانند و با تکیه بر همین آموزه های دینی و اسلامی به دنبال انقلابی بزرگتر در مقیاس جهانی با هدف ساقط کردن قدرت های طاغوتی و رهایی مستضعفین جهان از چنگال ظالمان و ستمگران بودند. تسخیر لانه جاسوسی آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، در واقع شروع یک مبارزه جدی و بی امان با نماد و محور نظام سلطه یعنی آمریکای جهانخوار بود که از منظر حضرت امام(ره) این مبارزه باید تا رسیدن به پیروزی نهایی یعنی ساقط کردن نظام سلطه و رهایی مسلمانان و مستضعفین ادامه یابد. استفاده از واژه «انقلاب دوم» اساساً با چنین تفسیری می تواند درست باشد.

وحشت غرب و نظام سلطه از انقلاب دوم

دو واقعیت غیرقابل انکار و نیازمند به تبیین وجود دارد.

1- وجود نظام سلطه غربی

غرب طی چند صد سال گذشته با محوریت چند کشور اروپایی و سپس با محوریت آمریکا به دنبال سلطه بر جهان بوده و هست. اساساً تفکری در غرب شکل گرفته که مبتنی بر آن تفکر، بشر غربی، نوعی برتری بر دیگران دارد و به دلیل همین برتری باید دیگران در هرگوشه ای از جهان در خدمت غربی ها باشند. در واقع خلق و خوی استکباری و برتری طلبی غربی ها و تلاش نظام های سیاسی سلطه گر در غرب برای تسلط بر جهان ریشه در همین تفکر دارد. غربی ها برای رسیدن به این خواسته، با لشکرکشی و اشغال بسیاری از کشورها و به راه انداختن بسیاری از جنگ ها در طول چند صدسال اخیر، ملت های زیادی را غارت کرده و ظلم های فراوانی در حق دیگران روا داشته اند. طرح ادعای نظم نوین جهانی از سوی آمریکایی ها با هدف به دست گرفتن رهبری جهان در همین راستا بود. لشکرکشی آمریکا به افغانستان و عراق و اشغال این دو کشور اسلامی با همین نگرش انجام گرفت.

2- امام و انقلاب اسلامی در برابر نظام سلطه

حضرت امام(ره) و پس از ایشان مقام معظم رهبری بر اساس مکتب اسلام ناب محمدی(ص) مبارزه با نظام سلطه را به عنوان یک وظیفه اسلامی و انسانی در اولویت قرار داده و این مبارزه در شکل انقلاب دوم با حمایت همه جانبه ملت ایران و همراه شدن بسیاری از مسلمانان، محرومین و مستضعفین جهان روز به روز جدی تر می شود.

آرمان‌ها و اهداف در انقلاب دوم

سعادت نوع بشر در کره ارض، آرمان الهی حضرت امام، انقلاب اسلامی و ملت مسلمان و انقلابی ایران است و اکنون مقام معظم رهبری، امام امت اسلامی برای حرکت به سمت این آرمان است. بدیهی است که نظام سلطه، طاغوتیان و زیاده خواهان و در رأس آنها آمریکایی ها و صهیونیست ها مهمترین و بزرگترین مانع کنونی بر سر راه سعادت انسان ها هستند. حضرت امام (ره) مبارزه با این موانع و کنار زدن آنها را در چارچوب انقلاب دوم می دیدند. نمونه هایی از فرمایشات حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری که آرمان ها و اهداف انقلاب دوم را بیان می دارد به شرح زیر است:

الف- حضرت امام(ره)

* «از خدا می خواهیم که این قدرت را به ما ارزانی کند که نه تنها از کعبه مسلمین که از کلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ بر آمریکا و شوروی را به صدا در آوریم. ما در صدد خشکانیدن ریشه های فاسد صهیونیسم، سرمایه داری و کمونیسم در جهان هستیم. ما با تمام وجود از گسترش باج خواهی و مصونیت کارگزاران آمریکا، حتی اگر با مبارزه قهرآمیز هم شده باشد، جلوگیری می کنیم.» (صحیفه نور، ج20، ص 236)

* «من به صراحت اعلام می کنم که جمهوری اسلامی ایران با تمام وجود برای احیای هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایه گذاری می کند و دلیل هم ندارد که مسلمانان جهان را به پیروی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکند و جلو جاه طلبی و فزون طلبی صاحبان قدرت و پول و فریب را نگیرد. ما درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم. حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعه طلبی و تفکر تشکیل امپراتوری بزرگ می گذارند از آن باکی نداریم و استقبال می کنیم.» (صحیفه نور، ج20، ص 238)

* «ما باید خود را آماده کنیم تا در برابر جبهه متحد شرق و غرب، جبهه قدرتمند اسلامی : انسانی با همان نام و نشان اسلام و انقلاب ما تشکیل شود و آقایی و سروری محرومین و پابرهنگان جهان جشن گرفته شود.» (صحیفه نور، ج30، ص 238)

ب- مقام معظم رهبری

* «انقلاب اسلامی برای تحقق برنامه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اسلام در ایران بر پا شده و در عرصه روابط جهانی نیز با تکیه بر آموزه های اسلامی، نظام ظالمانه سلطه را رد و صلح و امنیت و سعادت همه ملت ها را پیگیری می کند و به همین علت نظام سلطه جهانی، ذاتاً با نظام اسلامی دچار چالش است.» (روزنامه جمهوری اسلامی، 31/5/1386)

* «بزرگترین وظیفه ما این است که مشخصات عصری را که امام آغاز کردند و ملت را در فضای آن قرار دادند و به جهان اعلام فرمودند بدانیم و این مشخصه ها را حفظ کنیم.» (بهمن 1377)

مقام معظم رهبری بارها فرموده اند که راه ما همان راه امام خمینی (ره) است و ما این راه را با قوت ادامه می دهیم.

انقلاب دوم شعار یا واقعیت

آیا انقلاب دوم به معنای دقیق کلمه انقلاب شکل گرفته و در مسیر پیروزی در حال حرکت است و یا اینکه در حد یک شعار است. برای دادن یک پاسخ دقیق و علمی به این سوال باید به عوامل شکل دهنده و پیروزی انقلاب ها توجه کرد و بررسی نمود که آیا این عوامل برای انقلاب دوم موردنظر وجود دارد. صاحب نظران علوم سیاسی به ویژه در موضوع انقلاب ها، بر وجود چهار عامل و عنصر جهت شکل گیری و پیروزی هر انقلاب اتفاق نظر دارند. نارضایتی نسبت به وضع موجود، روحیه انقلابی و اعتراض نسبت به وضع موجود، ایدئولوژی انقلابی مخالف با وضع موجود و داشتن ایده برای وضع مطلوب و رهبری، چهار عنصر و عامل اساسی و ضروری برای شکل گیری و پیروزی هر انقلاب به شما می آید. اگر انقلاب اسلامی ایران را انقلاب اول بدانیم که در قلمرو سرزمینی ایران شکل گرفت و به پیروزی رسید و انقلاب دوم را انقلاب جهانی اسلامی بدانیم، آیا این عوامل چهارگانه برای انقلاب دوم شکل گرفته و وجود دارد یا خیر؟

1-عنصر و عامل نارضایتی

تحقیقات و نظرسنجی های به عمل آمده طی چند دهه اخیر نشان می دهد که در بسیاری از کشورها، روند نارضایتی از نظام بین الملل و قدرت های حاکم سلطه گر رو به فزونی است و با انقلاب اسلامی این روند شتاب پیدا کرده است.

2- عنصر و عامل روحیه انقلابی

با پیروزی انقلاب اسلامی، تصور شکست ناپذیری قدرت ها و در هم ریختن نظام های استبدادی و دیکتاتوری به دست مردم در هر کشور بدون اتکا به قدرت های بیگانه در هم ریخت. اکنون بسیاری از ملت ها برای به صحنه آمدن و ایستادن در برابر آمریکا و دیگر قدرت های شیطانی جرأت و جسارت پیدا کرده و دارای نوعی روحیه انقلابی شده اند. روحیه اعتراض در جهان نسبت به وضع موجود حتی در خود آمریکا و اروپا رو به فزونی است. بسیاری از کشورهای جهان، آبستن تحولات سیاسی و اجتماعی می باشند، کشورهای اسلامی از این جهت نوعی پیشتازی دارند. ایستادگی مردم ترکیه در برابر لائیک های غرب گرا و در نهایت به قدرت رسیدن اسلام گراها در این کشور، ایستادگی مردم عراق در برابر اشغالگران و ناکام گذاشتن آنان، حضور مردم لبنان در صحنه و ایستادگی در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی و مداخلات خارجی، انتفاضه ملت فلسطین، حرکت اخیر مردم تونس در برابر حاکمان مستبد و وابسته، تحرکات گسترده مردم در بسیاری از کشورهای اروپایی در برابر سیاست های دولت های خود، همگی نشان از یک اعتراض عمومی و در حال گسترش نسبت به وضع موجود دارد.

3- عنصر و عامل ایدئولوژی

انقلاب اسلامی با شعار نه شرقی و نه غربی جمهوری اسلامی به پیروزی رسید و پس از 32 سال اکنون اسلام به عنوان یک ایدئولوژی انقلابی در جهان مورد توجه قرار گرفته است. اسلام ناب محمدی(ص) با همان قرائت حضرت امام خمینی(ره) که اسلام سیاسی است امروز در بسیاری از کشورهای اسلام به عامل اصلی شکل گیری گروه های تحول خواه و انقلابی تبدیل شده است. گرایش به اسلام از میان پیروان دیگر ادیان آسمانی یا مکاتب زمینی رشد تصاعدی پیدا کرده است. پروژه اسلام هراسی در غرب نشان از وحشت غرب از تبدیل شدن اسلام به عنوان یک ایدئولوژی انقلابی با قابلیت های بالا برای کنار زدن ایدئولوژی های رایج دارد. سوسیالیسم از صحنه خارج شده و به موزه تاریخ سپرده شده و اکنون بسیاری در جهان بر این اعتقاد و باور هستند که لیبرال دمکراسی نیز در حال فروریختن است و نمی تواند تأمین کنند نیازهای بشر قرن بیست و یکم باشد. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران، اسلام سیاسی با همان قرائتی که در ایران، انقلاب اسلامی را شکل داد، در مقیاس جهانی اکنون در حال تبدیل شدن به یک ایدئولوژی انقلابی برای ایجاد تغییر و تحول در مقیاس جهانی است.

حضرت امام خمینی(ره) خود چنین باوری را داشته و پیش بینی می کردند که اسلام در قرن بیست و یکم سرنوشت بشر را تعیین می کند. عبارات و کلمات قصاری چون: «اسلام ابرقدرت ها را به خاک مذلت می کشاند.» ، «اسلام سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد.»، «قرن بیست و یکم قرن اسلام خواهد بود.» و «قرن بیست و یکم قرن غلبه مستضعفین بر مستکبرین است.»، جملگی دلالت بر این معنا دارد که حضرت امام(ره) معتقد بودند انقلاب دوم یک انقلاب اسلامی در مقیاس جهانی بوده و اسلام ایدئولوژی این انقلاب برای تغییر وضع موجود و شکل دهی به یک وضع مطلوب است. در واقع روند تحولات به گونه ای است که با بیداری اسلامی و گرایش غیرمسلمانان به اسلام، اسلام جایگزین ایدئولوژی های مسلط در قرن نوزدهم و بیستم خواهد شد. مروری اجمالی بر دیدگاه برخی از صاحب نظران در این خصوص مفید خواهد بود:

الف- «پرفسور یاوس اوسوس» استاد دانشگاه برمن آلمان که اسلام آورده و از رهبران برجسته مسلمانان آلمانی زبان در اروپا محسوب می گردد، در مورد نقش حضرت امام(ره) در احیای دین و معنویت می گوید: «امام خمینی(ره) بیدارگر همه موحدان در عصر ما است. احیای دین و معنویت در روزگاری که سیطره مادیت و ابزار مادی و اندیشه های ضد معنوی جامعه بشری را در چنبره خود گرفته بود، مدیون امام خمینی و یاران انقلاب اسلامی است.»

ب- روزنامه آلمانی «فرانکفورت الگمانیه» در مقاله ای تحت عنوان «بازگشت اسلام» با اشاره به امواج گسترده اسلام گرایی در کشورهای مختلف جهان می نویسد:«پس از شکست مدل های غربی از لیبرالیسم تا مارکسیسم، باید شاهد رنسانس اسلام بود.»

ج- شبکه تلویزیونی «بی بی سی» وابسته به استعمار انگلیس در برنامه ای با عنوان «فرزندان خمینی» با اشاره به رشد اسلام در جهان پس از انقلاب اسلامی می گوید:«اسلام امروز بزرگترین مسئله غرب است و حتی یک مسئله بین المللی است. اسلام امروز نه فقط مسئله مربوط به خاورمیانه، بلکه عالم گیر شده و مبارزه با آن بسیار مشکل است.»

د- «پل وهریچ» رئیس بنیاد کنگره آزاد (FCF) آمریکا و بنیان گذار بنیاد معروف هریتیج به همراه همکار خود «ویلیام اس لیند» ، طی مقاله ای با هشدار به مقامات آمریکایی نسبت به رشد اسلام در آمریکا می نویسند: «بعد از حدود سیصدسال که اسلام استراتژی دفاعی داشت، حالا استراتژی تهاجمی را اتخاذ کرده است. الان اسلام در حال گسترش به همه جهان است. از پایین به هر دو ساحل آفریقا، از شرق به طرف جنوب دریای چین تا استرالیا، از شمال به سمت اروپای شرقی و غربی و از غرب به سمت ایالات متحده، اسلام نسبت به سایر ادیان بیشترین رشد را در آمریکا دارد و به همین خاطر جهان مسیحیت در خطر افتاده است.»

ه- «مایکل دنیس برداین» از اساتید دانشگاه آریزونای آمریکا که در سال 1992 به اسلام گروید، با اشاره به بحران درکشورهای غربی می گوید: «به عقیده من مدنیت و تمدن غرب به زودی به بن بست خواهد رسید و به جایش مدنیت و تمدن اسلامی خواهد نشست... آمریکا و همه دنیای امروز به چنان بحرانی دچار شده اند که مانند آن در تاریخ سابقه نداشته است. اگر بتوان دوره ای را با دوره جاهلیت پیش از ظهور پیامبر(ص) مقایسه کرد، همین دوره و عصر ماست... با این حال جهان و به خصوص آمریکا می تواند با پذیرش اسلام در خود انقلاب درونی ایجاد کنند. تنها این است که می تواند کشور من و جهان را از قیدها برهاند و از نادرستی ها آزاد کند.»

4- عنصر و عامل رهبری

یکی از عناصر و عوامل اصلی و مهم در شکل گیری و پیروزی هر انقلابی، عنصر رهبری است. اکنون جمهوری اسلامی در نقش رهبری انقلاب جهانی اسلامی و یا همان انقلاب دوم ایفای نقش می کند. نفوذ سیاسی و معنوی جمهوری اسلامی در جهان اسلام، عمق استراتژیک ایران در آفریقا و آمریکای لاتین، پیشرفت های ایران در علوم و فنون نوین، علاوه بر تبدیل ایران به یک قدرت منطقه ای، جمهوری اسلامی ایران را در آستانه تبدیل شدن به یک قدرت موثر بین المللی قرار داده است. بنابراین جمهوری اسلامی از هر جهت قدرت و قابلیت رهبری انقلاب جهانی اسلام و تأمین نیازمندی های مادی و معنوی تمامی مبارزین با نظام سلطه را دارد. پروژه ایران هراسی که آمریکایی ها آن را دنبال می کنند به همین نقش جمهوری اسلامی به عنوان رهبر و محور جبهه مقابل نظام سلطه و کشورهای سلطه گر غربی بر می گردد.

انقلاب دوم در مسیر پیروزی

انقلاب دوم با رهبری جمهوری اسلامی ایران در مسیر پیروزی قرار دارد. نشانه های این پیروزی را در دو نکته می توان خلاصه کرد. نکته اول روند قدرت یابی روزافزون جبهه علیه نظام سلطه است و نکته دوم روند افول قدرت نظام سلطه با محوریت آمریکا است. غرب و نظام سلطه با انقلاب اسلامی دوران امپراتوری و تسلطش بر جهان پایان یافته است. تأمل در آنچه به عنوان بخشی از واقعیت جهان امروز مورد اشاره قرار گرفت، توجیه کننده دلایل وحشتی خواهد بود که نظام سلطه از انقلاب اسلامی دارد.