پرسش:
بسم الله الرحمن الرحیم راجع به حضرت ام کلثوم سلام الله علیها اطلاعاتی نیاز دارم که این موضوع جعل تاریخی است که با عمر لعنت الله علیه ازدواج کرده باشند!؟ و با چه کسی ایشان ازدواج کرده اند؟ آیا فرزندانی داشته اند؟ آیا مکان قبر ایشان مشخ است؟ و اگر منابعی هم باشد جهت تحقیق بویژه از اهل سنت ممنون میشم بفرمایید. با تشکر

پرسش:
بسم الله الرحمن الرحیم راجع به حضرت ام کلثوم سلام الله علیها اطلاعاتی نیاز دارم که این موضوع جعل تاریخی است که با عمر لعنت الله علیه ازدواج کرده باشند!؟ و با چه کسی ایشان ازدواج کرده اند؟ آیا فرزندانی داشته اند؟ آیا مکان قبر ایشان مشخ است؟ و اگر منابعی هم باشد جهت تحقیق بویژه از اهل سنت ممنون میشم بفرمایید. با تشکر

پاسخ:

درباره ازدواج ام کلثوم با عمر اختلاف نظرهایی در میان علمای شیعه وجود دارد که در ذیل به صورت مختصر به آن اشاره می کنیم :

1. برخی از دانشمندان شیعه از جمله شیخ مفید، این تزویج را به شدّت انکار نموده و بر این باورند که چنین ازدواجی اساسا رخ نداده است.

2. دیدگاه دیگر این است که اُمّ کلثوم دختر واقعی علی علیه السلام نیست؛ بلکه ربیبه دختر خوانده علی علیه السلام بوده است. براساس این دیدگاه، امّ کلثوم دختر واقعی ابوبکر بوده، مادرش أسماء بنت عمیس است. پس از مرگ ابوبکر، اَسماء به همسری علی علیه السلام در آمد و امّ کلثوم همراه مادرش به خانه علی علیه السلام آمدند.

این دیدگاه متعلّق به آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی رحمه الله است. ایشان در این باره می فرمایند: «امّ کلثوم که با عمر ازدواج کرد، ربیبه علی علیه السلام و دختر اسماء بنت عمیس از ابوبکر بود. او کودک بود و با ازدواج اسماء با علی علیه السلام پس از مرگ ابوبکر به خانه علی علیه السلام آمد و بزرگ شد و با عمر ازدواج کرد. او را همه جا امّ کلثوم بنت علی علیه السلام می گفتند. او با پسرش زید بن عمر در زمان امام مجتبی علیه السلام فوت کردند. امام علیه السلام بر او و پسرش یک نماز میّت خواند و همین دلیل بر جواز نماز بر دو میّت در یک نماز شد.امّ کلثوم دختر فاطمه علیهاالسلام در کربلا با خواهرش زینب علیهاالسلام بود و در شب یازدهم تا صبح مواظب اطفال امام حسین علیه السلام بود که خود دلیل دیگری بر نفی ازدواج او با عمر است؛ زیرا اگر زن عمر بود و فرزندی داشت، در جریان کربلا منعکس می شد، در اسارت کوفه و شام مطرح می گشت. اصولاً برای او حرمتی قائل می شدند.»

3. دیدگاه دیگر این است که این ازدواج صورت گرفت؛ ولی از روی تهدید و اکراه و اجبار. در منابع حدیثی شیعه روایاتی وجود دارد که نشانگر وقوع این ازدواج از روی تهدید و ارعاب می باشد. در ذیل به نمونه ای اشاره می شود:

محمد بن ابی عمیر از هشام بن سالم از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود: «هنگامی که عمر [از اُم کلثوم [نزد علی علیه السلام خواستگاری نمود، حضرت در پاسخ او فرمودند: او کم سنّ و سال است. عمر با عباس عموی علی علیه السلام ملاقات کرد و گفت: آیا در من عیبی هست؟»

عباس گفت: چه شده؟ عمر گفت: به خواستگاری دختر برادرزاده ات رفتم؛ [ولی او پاسخ منفی به من داد و [من را ردّ نمود. به خداوند سوگند! چاه زمزم را پُر می کنم و هیچ نشانه بزرگی و کرامت برای شما نیست، مگر آنکه آن را از بین خواهم برد و هر آینه دو شاهد برای او اقامه کرده، به اتّهام سرقت دست راست او را قطع خواهم نمود. پس عباس نزد علی علیه السلام آمد و او را [از تهدیدهای عمر] آگاه ساخت و از ایشان درخواست نمود تا امر [این ازدواج[ را به او واگذار نماید. علی علیه السلام نیز مسئله ازدواج ام کلثوم را به عموی خود عباس سپرد.»

در مورد این روایت، چند نکته دارای اهمیت می باشد:

1. در وهله اوّل، علی علیه السلام به درخواست عمر پاسخ منفی دادند و فرمودند: امّ کلثوم هنوز به سنّ ازدواج نرسیده است. این پاسخ، خود بیانگر ناخرسندی علی علیه السلام از این پیوند بوده است.

2. عمر از تهدیدهای شدیدی مانند نابود ساختن نشانه های بزرگی و کرامت اهل بیت علیهم السلام و اتّهام سرقت بهره برده است. این تهدیدها از یک سو، جان علی علیه السلام و خاندان و شیعیان ایشان را به مخاطره انداخت و از سوی دیگر، کیان دین و جامعه اسلامی را مورد تهدید و بی ثباتی قرار می داد.

3. علی علیه السلام ، به منظور احترام گذاشتن به درخواست عموی خود، تصمیم گیری نهایی در مورد این ازدواج را بر عهده عباس گذاشتند.

با توجه به آنچه ذکر شد، چگونه این پیوند می تواند از روی رضایت و خشنودی علی علیه السلام صورت گرفته باشد؟ ازدواجی که آغازش با انکار و مخالفت علی علیه السلام بود و منجرّ به تهدیدهای شدید از سوی خلیفه دوم گردید، چگونه می تواند نشانگر دوستی و روابط حسنه میان علی علیه السلام و خلیفه دوم باشد؟مخصوصا از این جهت که اصلِ این ازدواج و اصل وجود فردی از فرزندان علی علیه السلام به نام امّ کلثوم که با عمر ازدواج نمود، مورد نفی و انکار برخی از دانشمندان بزرگ شیعه است.البته ناگفته نماند  که اصولاً ازدواجها در صدر اسلام با ازدواجهای عصر کنونی از جهاتی متفاوت بودند اولاً بعضی از این ازدواجها جنبه های سیاسی داشت (البته سیاست به معنای درست آن) و ثانیاً شروط و قرارهای امروزی در آن یافت نمی شد، مردان سالخورده را با دخترکان نوباوه تزوج می کردند و این امری رایج و عادی در آن عصر بود. موقعیت سیاسی افراد در ازدواجها هم لحاظ می شد. از سوی دیگر در مکتب حیات بخش اسلام ،انسان با صرف اقرار به شهادتین  مسلمان می شود و در تمام معاملات و رفتارهای ظاهری احکام اسلام بر آن شخص جاری می شود  و مطلب دیگر اینکه ائمه و رسول خدا (ص) دارای دو نوع علم بودند:

علم عادی که بر اساس آن مکلف بودند و وظایفی برای آنان به بار می آورد و می بایست به اقتضای آن علم خود عمل کنند.

علم غیبی که آن علم چون از راه علم به اسباب غیر عادی بود و علم به ملکوت اشیاء و خارج از اختیار احدی بود برای آن بزرگواران تکلیف آور نبود و معاملات و رفتارهای آنان براساس آن تنظیم نمی شد. با توجه به مقدمات فوق، ازدواجهای بسیاری در تاریخ بزرگان رخ داده است که قابل توجیه است. در قرآن زن حضرت نوح و زن حضرت لوط جزء خائنان محسوب شده اند، در تاریخ اسلام بعضی از زنان پیامبر آن وضع را داشتند و زن امام حسن مجتبی (ع) و زن امام جواد (ع) جزء قاتلین آنان محسوب می شدند یا بعکس آسیه آن زن مؤمنه همسر فرعون بود. از نظر اهل سنت هم برخی از علماء اهل سنت کوشیده اند ازدواج ام کلثوم با عمر را امری مسلم قلمداد کنند تا از این راه ثابت کنند که این ازدواج دلیلی است بر اعتراف امام علی (ع) بر مشروعیت خلافت عمر و اگر خلافت عمر مشروع نبود حضرت دختر خود را به عقد او در نمی آوردند.علمایی از اهل سنت که این خبر را ذکر کرده اند عبارتند از:

ابن سعد/ الطبقات الکبری 8/462

الدولابی/ الذریة الطاهره: 157

الحاکم النیشابوری/ المستدرک 3/142

البیهقی/ السنن الکبری 7/63

الخطیب البغدادی/ تاریخ بغداد 6/182

ابن عبدالبر/ الاستیعاب 4/1954

ابن الأثیر الجذری/ اسد الغابة 5/516

ولکن وقتی به سند این روایت مراجعه می کنیم معلوم می شود که چنین خبری با توجه به اصول و قواعد اهل سنت در علم رجال نمی تواند درست باشد زیرا:

این حدیث را بخاری و مسلم در کتاب های حدیثی خود ذکر نکرده اند و این از نظر اهل سنت دلیل بر عدم اعتبار حدیث است.

این حدیث در هیچ کدام از کتب حدیثی (صحاح شش گانه اهل سنت) نیامده است.

این حدیث در مسانید معتبر اهل سنت نیامده است.

بعلاوه راویان این حدیث همگی ضعیف هستند پس حدیث از نظر سند ضعیف است.

خلاصه اینکه این روایت که در کتب اهل سنت نقل شده از نظر خود علماء اهل سنت هیچ اعتباری ندارد. اما آیا ام کلثوم از عمر صاحب فرزند هم شد یا نه؟ دلیلی نداریم بلکه یکی از روات بنام الزرقانی المالکی در کتاب شرح المواهب اللدنیة 7/9 گفته است : عمر قبل از بلوغ ام کلثوم و زفاف با وی از دنیا رفت .