آیا مراجع تقلید رساله خود را بر اساس قرآن می‌نویسند؟ پس چرا فتوای علما با هم فرق می‌کند؟ آیا سبب بروز اختلاف در اعمال نمی‌شود؟ قرآن تنها یکی از منابع اجتهاد است و علاوه بر آن، سنت پیامبر و امامان معصوم(ع) نیز عقل و اجماع منابع دیگر استنباط احکام هستند. اسلام اگر چه با وجود این منابع، جامع و کامل است، امّا جامع بودن اسلام به این معنا نیست

آیا مراجع تقلید رساله خود را بر اساس قرآن می‌نویسند؟ پس چرا فتوای علما با هم فرق می‌کند؟ آیا سبب بروز اختلاف در اعمال نمی‌شود؟ قرآن تنها یکی از منابع اجتهاد است و علاوه بر آن، سنت پیامبر و امامان معصوم(ع) نیز عقل و اجماع منابع دیگر استنباط احکام هستند. اسلام اگر چه با وجود این منابع، جامع و کامل است، امّا جامع بودن اسلام به این معنا نیست که تمام جزییات در آن آمده باشد. روشن است که نیازهای جزیی انسان‌ها در حال تغییر و تحول است. در آیات قرآن نیز مسایل به صورت کلی بیان شده تا در زمان های مختلف با رجوع به آیات و فهم اصول کلی احکام اسلام و با تشخیص و فهم روایات، متخصصان علوم و دانش های اسلامی بتوانند ، آن اصول کلی و روایات را با نیازهای هر عصر و دوره ای منطبق نمایند و این معنای اجتهاد پویا و نقش زمان و مکان در اجتهاد است. مطمینا با نادیده گرفتن نیازهای هر عصر و شرایط زمان و مکان وبرخی امور دیگر، اجتهاد نمی تواند موفق و کار آمد باشد. در واقع وجود عالمان دینی و به دست آوردن احکام جزیی از اصول کلی و از طریق فهم و استنباط روایات و انطباق آن با نیازهای هر عصر و دوره ای ، یکی از ارکان جامعیت اسلام است . بنابراین در مورد اختلاف فتوای عالمان و مجتهدان دینی می گوییم:

اولاً اختلاف مراجع در احکام دینی غالبا در جزییات است و کمتر فقیهی وجود دارد که در یکی از احکام اساسی با نظر مراجع دیگر مخالف بوده و نظر متفاوتی داشته باشد. مانند اصل وجوب نماز و اجزاء و شرایط آن.

ثانیا مسیله اختلاف در یک موضوع اجتهادی و علمی امری طبیعی استو هیچ منافاتی با جامعیت اسلام ندارد ، بلکه کمال و جامعیت آن را محقق می سازد .با توجه به این که معمولاً در تمام علومی که نیاز به اجتهاد و استدلال دارد، صاحب‏نظران اختلاف نظر پیدا می‏کنند، فقها و مجتهدها نیز در استنباط احکام اختلاف نظر دارند و فتواهای متفاوت صادر می‏کنند .این مسیله در علوم تخصصی دیگر نیز وجود دارد. در بررسی از علل اختلاف فتوای مراجع چند عامل اساسی است.

1ـ درجه و رتبه علمی افراد متفاوت است.

2ـ نحوه ورود و خروج آنان به بحث های علمی و تخصصی باعث اختلاف نظر و برداشت می‌شود.

3ـ اختلافات مبنایی در اصول و فقه باعث اختلاف فتوا می‌شود.

اختلاف نظر فقها به نحوه استنباط آن‌ها بر می گردد. فقیه باید حکم شرعی را از آیات و روایات معصومین استخراج کند و بر اساس آن‌ها حکم به حلیت یا حرمت نماید. در این راستا با استفاده از مبانی اصولی خود به جرح و تعدیل روایات می پردازد و به یک جمع بندی نهایی می رسد چه بسا روایتی که دلیل حرمت یا حلیت است به نظر فقیهی از نظر سند یا دلالت تمام باشد، ولی فقیه دیگر آن را مخدوش می داند،و این بدان خاطر است که گاهی از ایمه اطهار(ع) حکمی بر خلاف نظر خودشان به عنوان تقیه صادر می‏شد، نیز جاعلان حدیث برای تشویش اذهان و تخریب و تحریف دین و احکام الهی، احادیثی به نام امامان جعل می‏کردند. و تا کنون احادیث تقیه‏ای و جعلی در لابه لای اخبار و احادیث ما موجود است. در این جا علوم و دانش های مختلف مانند علم الحدیث و درایه الحدیث و... برای فهم احادیث و روایات صحیح از غیر صحیح به وجود آمده است.همین مسیله کافی است که اختلاف نظر ایجاد شود و این مسیله طبیعی است همان طوری که در رشته های دیگر علمی نیز بین کارشناسان اختلاف نظر وجود دارد، مثلاً یک جراح نظر می دهد غده ای را باید با عمل جراحی از بین برد، ولی جراح دیگر به این نظریه اعتقادی ندارد و معتقد است با دارو قابل معالجه است

از طرف دیگردر مواردی موضوع حکم با تحولات زمانی تغییر می کند و به تبع تغییر موضوع حکم عوض می شود، مثلاً در روایات از بازی با شطرنج منع شده و حتی در روایاتی وارد شده که به شطرنج باز سلام نکنید، ولی حضرت امام خمینی ره در پاسخ به استفتایی درباره‌ بازی با شطرنج در فرض خروج از قمار و داخل شدن در مقوله ورزش ذهنی فرموده اند: بر فرض مذکور اگر برد و باخت در بین نباشد اشکال ندارد ولی بعضی از فقها برای خودِ شطرنج موضوعیت قایل اند و معتقدند در بستر زمان این حکم تغییر نمی کند، چون تا شطرنج شطرنج است موضوع محفوظ است و حکم بر آن بار یعنی چه می‌شود.این اختلاف بر اساس تفاوت برداشت از موضوع است و این که آیا شطرنج موضوعیت دارد یا آلت قمار بودن دخیل در حکم است؟

  در مواردی اختلاف نظر فقها بر اساس دوگانگی در فهم قرآن و حدیث است،‌ مثلاً قرآن مجید می‌فرماید: "والمطلقات یتربّصن بانفسهنّ ثلاثه قروء؛ یعنی زن های مطلقه بایستی سه قرء به انتظار بمانند

کلمه قرء که در این آیه به کار برده شده در زبان عرب به طور اشتراک لفظی برای دو معنای متضاد آمده: یکی به معنای پاکی و دیگری به معنای عادت ماهیانه زنان. از این جهت فقها در مفهوم این آیه با هم اختلاف دارند. برخی معتقدند: زن مطلقه باید بعد از طلاق دو مرتبه عادت ماهیانه ببیند و پاک شود و مرتبه سوم به محض این که عادت ماهیانه دید ولو آن که از آن عادت بیرون نیامده و پاک نشده باشد می تواند با مرد دیگر ازدواج کند. گروهی دیگر عقیده دارند تا زن مطلقه از عادت ماهیانه‌ مرتبه سوم بیرون نیاید و به کلی پاک نشود حق شوهر کردن ندارد، یعنی پس از اتمام مرتبه سوم می توانند شوهر کنند.با این حکم واقعی خدا درباره زنان مطلقه ای که باید مدتی را به عنوان عده از شوهر کردن خودداری کنند یکی است. در عین حال یکی می گوید: مدت عده سه عادت ماهیانه تمام است و دیگری می گوید سه مرتبه پاک بودن از عادت شرط است و این اختلاف هم از فهم خود آیه سرچشمه می گیرد بنابر این اختلاف در مسایل بسیار جزیی است و سبب ناهمگونی در اعمال نمی‌شود.

اگر احکام دین یکی است، پس چرا مراجع تقلید اختلاف نظر دارند ؟

اولاً اختلاف مراجع در احکام دینی غالباً در جزئیات است و کمتر فقیهی وجود دارد که در یکی از احکام اساسی با نظر مراجع دیگر مخالف بوده و نظر متفاوتی داشته باشد. مانند اصل وجوب نماز و اجزاء و شرائط آن.

ثانیاً مسئله اختلاف در یک موضوع اجتهادی و علمی امری طبیعی است. با توجه به این که معمولاً در تمام علومی که نیاز به اجتهاد و استدلال دارد، صاحب‏نظران اختلاف نظر پیدا می‏کنند، فقها و مجتهدها نیز در استنباط احکام اختلاف نظر دارند و فتواهای متفاوت صادر می‏کنند. این مسئله در علوم تخصصی دیگر نیز وجود دارد.

در بررسی از علل اختلاف فتوای مراجع چند عامل اساسی است:

1ـ درجه و رتبه علمی افراد متفاوت است.

2ـ نحوه ورود و خروج آنان به بحث های علمی و تخصصی باعث اختلاف نظر و برداشت می‌شود.

3ـ اختلافات مبنایی در اصول و فقه باعث اختلاف فتوا می‌شود.

اختلاف نظر فقها به نحوه استنباط آن ها بر می گردد. فقیه باید حکم شرعی را از روایات معصومین استخراج کند و بر اساس آن ها حکم به حلیت یا حرمت نماید. در این راستا با استفاده از مبانی اصولی خود به جرح و تعدیل روایات می پردازد و به یک جمع بندی نهایی می رسد چه بسا روایتی که دلیل حرمت یا حلیت است به نظر فقیهی از نظر سند یا دلالت تمام باشد، ولی فقیه دیگر آن را مخدوش می داند، و این بدان خاطر است که گاهی از ائمه اطهار(ع) حکمی بر خلاف نظر خودشان به عنوان تقیه صادر می‏شد، نیز جاعلان حدیث برای تشویش اذهان و تخریب دین و تحریف دین و احکام الهی، احادیثی به نام امامان جعل می‏ کردند. و تا کنون احادیث تقیه‏ای و جعلی در لابه لای اخبار و احادیث ما موجود است. در این جا علوم و دانش های مختلف مانند علم الحدیث و درایة الحدیث و... برای فهم احادیث و روایات صحیح از غیر صحیح به وجود آمده است.

همین مسئله کافی است که اختلاف نظر ایجاد شود و این مسئله طبیعی است همان طوری که در رشته های دیگر علمی نیز بین کارشناسان اختلاف نظر وجود دارد، مثلاً یک جراح نظر می دهد عده ای را باید با عمل جراحی از بین برد، ولی جراح دیگر به این نظریه اعتقادی ندارد و معتقد است با دارو قابل معالجه است.

از طرف دیگردر مواردی موضوع حکم با تحولات زمانی تغییر می کند و به تبع تغییر موضوع حکم عوض می شود، مثلاً در روایات از بازی با شطرنج منع شده و حتی در روایاتی وارد شده که به شطرنج باز سلام نکنید، ولی حضرت امام خمینی (ره)در پاسخ به استفتایی درباره‌ بازی با شطرنج در فرض خروج از قمار و داخل شدن در مقوله ورزش ذهنی فرموده اند: بر فرض مذکور اگر برد و باخت مالی در بین نباشد اشکال ندارد.(صحیفه نور، ج 21، ص 15) ولی بعضی از فقها برای خودِ شطرنج موضوعیت قائل اند و معتقدند در بستر زمان این حکم تغییر نمی کند، چون تا شطرنج شطرنج است موضوع محفوظ است و حکم بر آن بار می شود. این اختلاف بر اساس تفاوت برداشت از موضوع است و این که آیا شطرنج موضوعیت دارد یا آلت قمار بودن دخیل در حکم است؟

در مواردی اختلاف نظر فقها بر اساس دوگانگی در فهم قرآن و حدیث است،‌ مثلاً قرآن مجید می فرماید: "والمطلقات یتربّصن بأنفسهنّ ثلاثة قروء؛ یعنی زن های مطلقه بایستی سه قرء به انتظار بمانند.(بقره (2)، آیه 288)

کلمه قرء که در این آیه به کار برده شده در زبان عرب به طور اشتراک لفظی برای دو معنای متضاد آمده: یکی به معنای پاکی و دیگری به معنای عادت ماهیانه زنان. از این جهت فقها در مفهوم این آیه با هم اختلاف دارند. برخی معتقدند: زن مطلقه باید بعد از طلاق دو مرتبه عادت ماهیانه ببیند و پاک شود و مرتبه سوم به محض این که عادت ماهیانه دید و لو آن که از آن عادت بیرون نیامده و پاک نشده باشد می تواند با مرد دیگر ازدواج کند. گروهی دیگر عقیده دارند تا زن مطلقه از عادت ماهیانه‌ مرتبه سوم بیرون نیاید و به کلی پاک نشود حق شوهر کردن ندارد، یعنی پس از اتمام مرتبه سوم می توانند شوهر کنند.

با این که حکم واقعی خدا دربار زنان مطلقه ای که باید مدتی را به عنوان عده از شوهر کردن خودداری کنند یکی است، در عین حال یک مرجع می گوید: مدت عده سه عادت ماهیانه (یعنی سه تا حیض ) است و دیگری می گوید سه مرتبه پاک بودن از عادت شرط است و این اختلاف هم از فهم خود آیه سرچشمه می گیرد.(زین العابدین قربانی،‌ درسایه قلم، ص 201 ـ202)

چرا باید مرجع تقلید داشته باشیم واز کسی که مثل خودمان است تقلید کنیم؟مگر خودمان عقل نداریم؟ ...

پرسش : چرا باید مرجع تقلید داشته باشیم واز کسی که مثل خودمان است تقلید کنیم؟مگر خودمان عقل نداریم؟ در صورتی که اعمال بدون تقلید انجام شود ، حکم شرعی آن چیست؟

پاسخ :

عقیدة مسلمان به اصول دین باید از روی دلیل باشد (نه تقلیدی ) ، ولی در احکام غیر ضروری دین باید یا مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل به دست آورد، یا از مجتهد تقلید کند، یعنی به دستور او رفتار نماید،‌ یا از راه ا حتیاط طوری به وظیفه خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر عده ای از مجتهدان عملی را حرام می دانند و عدة دیگر می گویند حرام نیست، آن عمل را انجام ندهد و اگر عملی را بعضی واجب و بعضی مستحب می دانند،‌ آن را به جا آورد. پس کسانی که مجتهد نیستند و نمی توانند به احتیاط عمل کنند،‌ واجب است از مجتهد تقلید نمایند.(1)

اگر فردى بخواهد اعمالش را بر اساس قرآن و سنّت انجام دهد، باید قرآن و تفسیر و علومى را که وابسته به آن است،‌به طور تخصصّى بداند. همین طور باید سنّت را که عبارت است از قول،‌ عمل و تقریر ( تأیید گفتار و اعمال دیگران توسط معصوم) کاملاً بشناسد؛ یعنى با علوم حدیث آشنا باشد که عبارت است از : علم رجال (شرح حال راویان حدیث) و سلسله سند، درایه (فهم دلالت روایات)، شأن نزول روایات، قرائن حالی و مقالی، تقیّه، حقیقت و مجاز، تعارض روایات با روایات یا تعارض روایات دیگر با آیات و تزاحم مصالح و....

چنین فردى که به قرآن و سنّت با کیفیت مذکور آگاهى داشته باشد، مى تواند بلکه باید طبق قرآن و سنت، آن طور که مى فهمد عمل نماید. به چنین فردى متخصّص علوم اسلامى یا مجتهد و فقیه مى گویند و تقلید کردن برای او جایز نیست. امّا اگر کسى از نظر علم و آگاهى به حدّ مذکور نرسیده باشد، عقل حکم مى کند از یک یا چند متخصّص علوم اسلامى بپرسد و طبق آن عمل نماید. این راهکار مقتضای عقل و شعور است که خدا داده است و قرآن هم به همین مطلب تصریح فرموده : «فاسئلوا اهل الذّکر إن کنتم لا تعلمون؛ (2) از آگاهان بپرسید اگر نمی‌دانید».

تقلید، سؤال از اهل ذکر یا رجوع به مجتهد و متخصّص است، همان طور که مردم چه مسلمان و چه غیر مسلمان در مسائلى که تخصّص ندارند،‌به متخصّصان مراجعه مى کنند، مثلاً اگر ماشینشان خراب شد به مکانیک مراجعه مى کنند؛ اگر بیمار شدند به پزشک مراجعه مى کنند؛ اگر بخواهند شهر یا خانه بسازند به مهندس و معمار مراجعه مى کنند. حتى کسانى که در یک رشته تخصص دارند،‌در رشته‌هاى دیگر تقلید مى‌‌کنند،‌ مثلاً مراجع تقلید به هنگام بیمارى به پزشک مراجعه مى‌ک‌نند؛ مهندسان و معماران هنگامى که ماشینشان خراب شد به مکانیک مراجعه مى کنند.

بنابراین همان طور که عقلاً در اکثر مسائل روزمرّه از متخصّصان پیروى مى‌کنند، در مسائل دینى نیز اگر متخصّص نیستند، باید به متخصّص (مرجع تقلید) مراجعه کنند. این مراجعه را «تقلید» می‌گویند.

پس تقلید از فقها نه تنها خلاف عقل نیست ، بلکه از باب رجوع غیر متخصص به متخصص مى باشد که حکم عقلى است. اگر کسى که باید تقلید کند، تقلید نکرده واعمالى را انجام دهد مانند بیمارى است که خودسر دارو مصرف کند. چه بسا عوض این که بهبودى حاصل شود بیمارى اش افزون شود. در روایات این حکم عقل تأیید شده است. امام عسکری(ع) فرمود: «امّا من کان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظاً لدینه مخالفاً على هواه مطیعاً لأمر مولاه فللعوام أن یقلّدوه؛(3) از بین فقها آنان که حافظ و نگهبان دین اند و خود را از گناه و آلودگى حفظ مى کنند و با هواهاى نفسانى مبارزه مى کنند و مطیع اوامر الهى و جانشینان اویند، بر همگان لازم است که از آنان تقلید کنند».

مراد از «همگان» یعنى کسانى که در علوم اسلامى مجتهد و متخصص نیستند، گرچه در علوم دیگر متخصص باشند، مثلاً اگر استاد دانشگاه یا پزشک در علوم اسلامى مجتهد نباشد باید تقلید کند، چنان که مرجع تقلید در مسائل پزشکى و مهندسى از پزشک و مهندس تبعیت و تقلید مى کند.

بنابر این در احکام دین، به حکم عقل، شخص یا باید مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل به دست آورد یا از مجتهد تقلید کند، وکسانی که مجتهد نیستند و نمی توانند به احتیاط عمل کنند، واجب عقلی است که از مجتهد تقلید کنند .

از نظر فقهی اگر مکلف مدتی اعمال خود را بدون تقلید انجام دهد،‌در صورتی اعمال او صحیح است که بفهمد به وظیفة واقعی خود رفتار کرده است، مثلاً بعضی از مراجع تقلید در رکعت سوم و چهارم نماز گفتن یک بار تسبیحات اربعه را کافی می دانند و بعضی دیگر می فرمایند سه مرتبه باید گفته شود. مکلفی که تقلید نکرده، اگر سه بار گفته باشد، نمازش درست است؛ یا عمل او با فتوای مجتهدی که وظیفه اش تقلید از او بوده، یا با فتوای مجتهدی که فعلاً از او تقلید میکند، مطابق باشد.(4)

پی‌نوشت‌ها:

1. امام خمینی، توضیح المسائل، مسئلة 1.

2. نحل (16) آیه 43.

3 . بحار الانوار ج 2 ، ص 88 .

4. امام خمینی، توضیح المسائل، مسئلة 14.

سلام می شه برام توضیح بدید چرا باید یه مرجع تقلید داشته باشیم؟

مگه دین خدا یکی نیست پس چرا مراجع با هم فرق دارند؟

ممنون می شم اگه جوابم بدید. قصدم توهین به دین خدا نیست. می خوام یه جواب درست پیدا کنم. خیلی گم شدم!!!!

جواب: بله درسته دین خدا یکی بیشتر نیست، اختلافی که گاهی در بر داشتها میشه باعث تفاوت مراجع میشه درست مثل نظرات متخصصین در همه رشته ها مثلا پزشکی، مشاهده میکنید که پزشکان هم در بسیاری موارد اختلاف نظر پیدا میکنند در حالی که واقعیت یکی بیشتر نیست اما برداشت یک پزشک با پزشک دیگه متفاوت میشه ولی در عین حال این باعث بی اعتبار شدن علم پزشکی نمیشه اینطور نیست که در علم رو ببندیم و دیگه هیچ کس به هیچ پزشکی مراجعه نکنه و یا اینکه پزشکان تحقیق در این علم رو تعطیل کنند یا دیگه هیچ کس در این رشته تحصیل نکنه و در یک کلام این علم اعتبارشو ازدست نمیده واین اصل در همه علوم جریان داره یعنی در همه علوم در عین اینکه اختلافاتی بین متخصصین وجود داره ولی اعتبارشون ازبین نمیره و مردم هم دست از مراجعه به متخصصین بر نمی دارند و این یک اصل عقلایی و کلی است که شامل همه علوم میشه.امیدوارم تونسته باشم کمکی کرده باشم، البته در این مورد ممکنه سوالات دیگری هم پیش بیاد که مجال دیگری رو میطلبه.

سوال:آیا مجتهد هیچ وقت اشتباه نمیکند؟ اگه اشتباه کنه چی می شه ؟

اینو بخاطر این می گم که همه آدما ممکنه اشتباه کنند.چطور باید یه مجتهد رو انتخاب کنم؟

شاید مجتهدها از یه نظر شبیه پزشکا باشند ولی انتخاب اونها فرق داره یه پزشک خوب رو از رو سوابقش می شه انتخاب کرد ولی واسه اینکه یه مجتهد خوب رو انتخاب کنیم باید قیامت ببینیم که اینم نمی شه . شاید فرقی نمی کنه هر کسی رو انتخاب کنیم لطفاً برام توضیح بدید ممنون می شم؟

جواب:عرض میشود بله مجتهدین هم ممکنه اشتباه کنند همانطور که هر پزشک یا متخصص دیگری ممکنه اشتباه کنه اما این درصد خطا باعث نمیشه که عقلاء دیگه از متخصصین استفاده نکنند به عبارتی فنی تر سیره عقلاء نظر متخصص رو حجّت میداند و او رو در اشتباهش(بافرض اینکه تمام سعیش رو کرده باشه) معذور میدونه، در پپیشگاه الهی هم همینطوره یعنی مجتهد در خطائی که ممکنه پیش بیاد در پیشگاه الهی معذوره و مقلدین او هم معذورند و حتی نکته جالب اینکه اشتباه مثلاً پزشک جبران نمیشه درسته که معذوره ولی جبرانی درکار نیست یعنی مثلاً اگر احیاناً یه داروی اشتباه تجویز کرد و شخص بیمار دستش فلج شد یا از دنیا رفت دیگه کاریه که شده نمیشه درستش کرد ولی اگر مجتهد اشتباه کنه علاوه براینکه معذوره، ماجور هم هست یعنی خدای متعال تضمین کرده که جبران میکنه هم برای خود مجتهد هم برای مقلدش و این امتیازیه که در راه خدا وجود داره اضافه بر آنچه در همه تخصصها هست.

اما اینکه فرمودید مجنهد رو از کجا بشناسیم؟ راههای عقلائی وجود داره اول اینکه خود انسان مجتهد باشه یا قریب الاجتهاد باشه تابتونه اجتهاد کسی رو بشناسه، دوم اینکه دونفر که خودشون مجتهد شناسند به انسان خبر بدند سوم اینکه این خبر رو از دو نفر عادل بشنویم (و منظور از عادل هم کسی است که در رفتار و گفتارش مواظبه که گناه نکنه)، چهارم اینکه از کسی بشنوید که اطمینان کامل به سخن او داشته باشید و این اطمینان اگر از راه عقلائی دیگری هم بدست بیاد باز هم حجت خواهد بود مثل شیوع و شهرت مجتهد مانند آنچه در مورد امام راحل«ره» پیش آمد.