قرآن چیست؟

قرآن یعنی کلام خدا. قرآن یعنی نور، شفا، هدایت، رحمت و نامه سازنده خداوند کائنات به بندگان خود. قرآن یعنی کتابی برای انسان شدن و ترقی و صعود به بارگاه خداوندی. این کتاب الهی ...................

قرآن چیست؟

اخبار قرآنی

قرآن یعنی کلام خدا. قرآن یعنی نور، شفا، هدایت، رحمت و نامه سازنده خداوند کائنات به بندگان خود. قرآن یعنی کتابی برای انسان شدن و ترقی و صعود به بارگاه خداوندی. این کتاب الهی دارای زبانی گویا درباره همه حقایق مربوط به انسان معنادار و جهان معنادار است. این زبان، خاموش نشدنی است، زیرا سؤالات جدی حیات انسان ها خاموش نخواهد شد.این کتاب، تراوش مغزهای محدودنگر بشری نیست که اگر یک بعد یا یک جهت از شؤون انسانی را در زمانی معین بازگو کند، از بیان ابعاد یا از جهات دیگر در همه زمان ها، ناتوان گردد. محال است که آن زبان گویا که می گوید:

وَ العَصرِ اِنَّ الانسَانَ لَفِی خُسرٍ اِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوا بِالحَقِّ وَ تَوَاصَوا بِالصَّبر (سوره عصر)

 "سوگند به عصر، قطعآ انسان در خسارت است، مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالحه به جای می آورند و همدیگر را به حق سفارش کرده اند و همدیگر را به صبر توصیه نموده اند"، به خاموشی بگراید. هرگز!

شما هر مسأله انسانی را که بخواهید از کامل ترین و روشن ترین دیدگاه فرا بگیرید، نخست: باید هرگونه بررسی و مطالعات خود را از نظر مکتب ها و فلاسفه و دانشمندان تکمیل کنید، سپس: آیه یا آیات قرآنی را که مربوط به آن مسأله است، مورد دقت قرار بدهید. آن گاه: خواهید دید که توضیح مسأله، مبنا و پاسخ نهایی آن را، آیه یا آیات مربوط، به طور روشن بیان کرده و هر دو وسیله دریافت؛ "احساس عمیق" و "تعقل منطقی" شما را اقناع و اشباع می کند.

متأسفانه بعضی از مطالعه کنندگان و خوانندگان قرآن، این کتاب آسمانی را باز می کنند و از آغاز سوره شروع به مطالعه و یا خواندن نموده و بدون این که درباره محتوای یک یک آیات، معلومات و اندیشه های قابل توجهی داشته باشند، تا آخر سوره می روند و سوره دیگر را شروع می کنند. این گونه مطالعه و خواندن، نمی تواند بر مبنای صحیح قرآن شناسی استوار باشد. به عبارت دیگر، قرآن آن نیست که نقوش کلماتش از مقابل چشم انسان عبور کند و یا درصورت الفاظ، از زبان و دهان موج بزند.

در یک کلام: هر یک از آیات قرآنی، عبارت است از آن جمله نهایی که بدون آگاهی قبلی همه جانبه به محتوای آن، واقعیت خود را ابراز نمی کند. ما این عقیده خود را با این بیان که "قرآن تجلی گاه خداوندی است"، این گونه تکمیل می کنیم:

درست است که مردم با بعثت پیامبر اکرم(ص) خدا را با چشم سر ندیدند و این امری محال است، ولی کلمات خداوندی در قرآن مجید، تا آن جا که مردم بتوانند از استعداد خدایابی خود استفاده کنند، خدا را برای آنان قابل شهود ساخت. کلمات خداوندی در قرآن، در تفسیر سقوط و نابودی جوامع، چنان روشن و چنان ارائه دهنده است که هر شخص آگاه و خردمندی با مطالعه و تفکر در آن ها، نظم و قانونمندی هستی را مشاهده می کند و یقین پیدا می کند که: با گردنده گرداننده ای هست. کتاب آسمانی (قرآن)، به وجود آورنده دو کتاب آفاقی و انفسی است که اشتباه و خطا راهی به آن ندارد. این کتاب: انسان و جهان را "آن چنان که هستند" و انسان را "آن چنان که باید" و جهان را آن چنان که می توان از آن برخوردار شد، برای خاک نشینانی که مهمانان چند روزه دو قلمرو انسان و جهانند، تعلیم می دهد.

آن حقایق را که قرآن به عنوان "انسان آن چنان که باید" گفته است، عالی ترین حقایقی است که نتیجه مذکور را در بر داشته است. نتیجه قطعی بعدی، این است که قرآن واقعیت اصیل "انسان آن چنان که هست" و "جهان آن چنان که هست" را بدون کم ترین افراط و تفریط و اشتباه و خطا مطرح کرده است.

در بحث قرآن و اسلام، موضوع این است که: قرآن که اساسی ترین منبع دین اسلام است، نشان دهنده همه تفصیلات و جزئیات احکام اسلامی به طور عموم، اخلاقیات، عقاید، اصول دادرسی، تکالیف فردی و اجتماعی در روایاتی است که از پیامبر اسلام و سپس ائمه معصومین :صادر شده است.

در قرآن مجید، اسلام به دو معنی بیان شده است:

معنای یکم - دین الهی عام، که برای ارشاد انسان ها به همه پیامبران الهی وحی شده و همان است که پس از نوح(ع) به وسیله حضرت ابراهیم خلیل الرحمن(ع) به طور عموم به همه انسان ها ابلاغ شده است. این متن کلی، نه قابل نسخ بوده است و نه مخصوص به جامعه و دورانی خاص. لذا، در مواردی متعدد از قرآن، خداوند پیامبر اسلام خاتم الانبیاء(ص) را تابع همین دین معرفی فرموده است.

معنای دوم - دین خاص اسلام. همان متن دین ابراهیم(ع) است با مقداری احکام و تکالیف فطری که از دستبرد دگرگونی ها در امان مانده است؛ در صورتی که در دیگر ادیان - هم از نظر عقاید و هم از نظر احکام - تغییرات و دگرگونی هایی به وجود آمده است.

در تکمیل سخن اخیر یادآور می شویم که یکی از مباحث بسیار ارزشمند و جالب، طرح مسأله "ادیان سه گانه در قرآن" است.

از هر سه کتاب ادیان سه گانه جهانی (قرآن و تورات و انجیل) می توان این اصل را اثبات کرد که حضرت ابراهیم خلیل(ع) ارائه دهنده متن کلی دین الهی است که همه ادیان سه گانه مزبور باید آن را بپذیرند.

بدان جهت که از دیدگاه مسلمین، کتاب آسمانی قرآن، بدون کم ترین دست خوردگی و تحریف، بازگوکننده آن دین کلی الهی است، محققان و دانشمندان هر سه دین جهانی، امروز می توانند مشترکات آن سه دین را که متن "دین ابراهیمی" است، استخراج نموده و عمل کنند. هم چنین، آن عده از محققان و دانشمندان دو دین یهود و مسیحی که محمدبن عبدالله(ص) را انسانی راستگو می دانند، مجبورند در این نکته با محققان و دانشمندان اسلامی موافقت نموده و اصول کلی متن دین ابراهیم(ع) را از قرآن استنباط کنند.

از این قبیل اشخاص، دانشمند محترم آلمانی آقای هانس کونگ که در سمینار "سعادت از دیدگاه متفکران مسلمان و آلمانی" در انجمن حکمت و فلسفه اسلامی در تهران حضور داشتند، - این سمینار در تاریخ پنج شنبه 16 اسفند ماه 1363 در تهران برگزار شد. - اظهار می کردند که:

"محمد(ص) پیغمبر بوده و به ایشان وحی شده است. نهایت امر، آن چه که وحی شده، معانی بوده و انتخاب الفاظ برای ارائه آن معانی، به اختیار خود او بوده است، نه این که خود همه الفاظ به او وحی شده باشد."

از این جملات معلوم می شود که آقای هانس کونگ صدق و خلوص پیامبر اسلام را پذیرفته اند، و الا پیامبر هرگز به مقام شامخ نبوت و شایستگی گیرندگی وحی نایل نمی شد. در نتیجه، آقای هانس کونگ و کسانی که با ایشان هم عقیده اند، می توانند قرآن را به عنوان منبع متن دین ابراهیم(ع) تلقی نموده و دین کلی را از قرآن استخراج کنند، زیرا قرآن با صراحت کامل - چنان که در مباحث گذشته ذکر شد - دین اسلام را همان دین ابراهیم(ع) معرفی می کند.

به نظر می رسد، با این که بنا بر مبنای آقای هانس کونگ، ما می توانیم از قرآن، متن دین کلی حضرت ابراهیم خلیل(ع) را استنباط کنیم، ولی ممکن است یهودیان و مسیحیان این استنباط را نپذیرند. به همین جهت، در موقع سخنرانی اینجانب در سمینار، آقای هانس کونگ در مقام سؤال پرسیدند: "بسیار خوب، دین ابراهیم خلیل متن دین کلی است، ولی از کجا و از کدامین منبع، آن را به دست بیاوریم و مورد عمل ادیان سه گانه قرار بدهیم؟"

از این سؤال معلوم شد که این دانشمند محترم در نظر ندارند که حضرت محمد(ص) را انسان راستگو بدانند، با این که پیامبری ایشان را پذیرفته اند!!

اینجانب در پاسخ به آقای هانس کونگ، چنین توضیح دادم:

"بیایید هر سه کتاب (قرآن و تورات و انجیل) را باز کنیم و همه آن مطالب را که از دیدگاه خرد و عقل سلیم و وجدان پاک می توان به عنوان دین به خدا نسبت داد، به عنوان متن دین ابراهیم بپذیریم."

این پاسخ را همه اعضای سمینار - خصوصآ آقای هانس کونگ - با شور و شعف پذیرفتند. من امیدوارم این کوشش لازم و حیاتی هر چه زودترشروع شود و محققان و دانشمندان مخلص و مطلع هر سه دین بزرگ جهانی، به نتایج مطلوب - اگرچه در زمان های طولانی - برسند.

البته لازم است اشاره کنیم که نظر آقای هانس کونگ درباره وحی، قابل تجدیدنظر اساسی می باشد.